رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
دانلود pdf رمان آخرین بت از فاطمه زایری 

دانلود رمان آخرین بت pdf از فاطمه زایری برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی

قصه از عمارت مرگ شروع می‌شود از خانه‌ای مرموز در نقطه‌ ای نامعلوم از تهران بزرگ! حنا خورشیدی برای کشف راز یک شب سردِ برفی و پیدا کردن محموله‌های گمشده‌ دلار و رفتن‌ به دل اُقیانوس، با پلیس همکاری می‌کند تا لاشه‌ رویاهای مدفون در برف و خونش را از تقدیر پس بگیرد. در حالی‌ که ردپای سرگرد امیرمهدی رَها، بر برف‌های خونین، جا مانده و برچسب “پلیس خاطی” هر لحظه بیشتر به این نام وصل می‌شود؛ به نام مردی که یک‌روزی در گذشته بوی نان گرم می‌داد و حالا مدت‌هاست که کنج سلول انفرادی‌اش، بوی خونِ آدمیزاد می‌دهد!

خلاصه رمان آخرین بت

چمدانم را روی زمین باز کردم و لباس های سیاه تکراری ام را بیرون آوردم و پوشیدم. در روزهای پس از رفتن مهرانه و حقایقی که فاش شده بود تشنه توجه بودم و دلم می‌خواست آنقدر سیاه بپوشم تا همه‌ی دنیا بفهمند که حالم خوب نیست. تا کسی پیدا شود و دردهایی که جار می‌کشیدم را بفهمد؛ نه اینکه ببیند نه اینکه بشنود فقط بفهمد و هم دردم شود. پا به پای من درد بکشد و حس کند که مردن تدریجی چقدر بدتر از مرگ های ناگهانی ست. من تشنه‌ توجه بودم و آن توجهی که

می‌خواستم را امیرمهدی به من داد؛ همان روز اول در بهشت رضا و سرمزار آقاجان وقتی رنگ زرد صورتم را دید و زورم کرد تا میشکایی بردارم و کنارم نشست تا تنها نباشم و شب مهمانی خاله مهری وقتی سروکله اش برای بار دوم در زندگی ام پیدا شد! با احد داخل حیاط نشسته بودیم. حیاط خانه اشان کوچک نبود اما ماشین احد، کل فضا را گرفته و جای کوچکی کنار باغچه مانده بود برای نشستن و هوا خوردن… اتفاقاً دنج هم بود و از آنجا کسی به ما دیدی نداشت. احد در

گوشه خلوت و نیمه تاریک حیاط گیرم آورده بود و زیر گوشم، نصیحت می‌کرد. فاصله اش با من به اندازه نشستن یک نفر دیگر در بینمان بزرگ بود و دلم می‌خواست چشم روی حساسیت هایش ببندم و فاصله را پر کنم. سرم را روی شانه اش بگذارم و بگویم که چقدر تنهایم چقدر خسته ام و چقدر گوشم از شنیدن نصیحت پر است! احد دردهایم را نفهمید و گفت: در حق پدرت ظلم نکن! گناه سرهنگ چیه جز اینکه تموم این سال ها از هیچ چیزی برای تو دریغ نکرده و  …

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
قصه از عمارت مرگ شروع می‌شود از خانه‌ای مرموز در نقطه‌ ای نامعلوم از تهران بزرگ! حنا خورشیدی برای کشف راز یک شب سردِ برفی و پیدا کردن محموله‌های گمشده‌ دلار و رفتن‌ به دل اُقیانوس، با پلیس همکاری می‌کند تا لاشه‌ رویاهای مدفون در برف و خونش را از تقدیر پس بگیرد. در حالی‌ که ردپای سرگرد امیرمهدی رَها، بر برف‌های خونین، جا مانده و برچسب "پلیس خاطی" هر لحظه بیشتر به این نام وصل می‌شود؛ به نام مردی که یک‌روزی در گذشته بوی نان گرم می‌داد و حالا مدت‌هاست که کنج سلول انفرادی‌اش، بوی خونِ آدمیزاد می‌دهد!
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    آخرین بت
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    فاطمه زایری
  • ملیت
    ایرانی
  • ویراستار
    رمانسرا
  • صفحات
    2752
خرید کتاب
28,300 تومان
دانلود بلافاصله بعد از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 932 بازدید
  • 28,300 تومان
  • برچسب ها:
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.