دانلود رمان سمفونی شب سرخ pdf از مهری هاشمی، دیبا کاف برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقی با بهترین فونت نسخه اصلی
گلبرگ دختر تنها و سرخوردهایه که تو بچگی مادرش رو از دست داده. پدرش خیلی زود ازدواج کرده و گلبرگ با آزار و اذیتهای نامادری بزرگ شده. گلبرگ زیبا قصه دل در گرو پسرعموش داره و تمام آرزوش رسیدن به اون هست. پسر عمویی که حاصل یه خانواده پر از تعصب با افکار پوسیده ست. گلبرگ چند هفته مونده به تاریخ عروسیش واسه رهایی از مشکلاتش به یه مهمونی میره و اونجا زندگیش به کلی تغییر میکنه و…
“هیربد” شوکه داشتم به منظره پیش روم نگاه میکردم به اون مثلا مردی که صداش رو انداخته بود توی سرش و عربده میکشید. اصلا چیزی سرش میشد؟ غیرت داشت که اینجوری داشت به اون دختری که مثل گنجشک تو بارون مونده میلرزید انگ میزد؟ اونم جلوی منی که چند پشت غریبه بودم؟ دستم سوخته بود اما هیچ اهمیتی نداشت. من اون سوزش رو روی قلبم حس میکردم من قربانی همین تعصبات بودم. سال ها خودم رو شکنجه کردم و نخواستم
درگیرش بشم اما الان ناخواسته دقیقا وسط یه جنگ بودم و این داشت قلبم رو از کار می انداخت. این من نبودم که نفسم به شماره افتاده بود. اصلا کجا و … اصلا کی همه چی رو تو این دنیا نادیده گرفته بودم که الان از زور این درد زبونم قفل شده بود؟ حالت عادی باید به گور بابا میگفتم به هر چی پیش رومه اما موهای آشفته اون دختر مثل یه طناب دور گردنم بود حامی نداشت. هیچ کس اینجا پشتش نبود و این درد داشت. مثل اون… پوف… حمید که جلو رفت خیالم
راحت شد. خوب میدونستم قطعا الان گردن اون احمقی که داشت به گلبرگ ظریفش تهمت میزد رو خورد میکرد اما برعکس تصورم کنار گلبرگ ایستاد و با لحن بدی گفت: بنال ببینم چه غلطی کردی گلبرگ؟ دیشب کدوم جهنمی بودی که چوب حراج خورده به آبروم؟ سرم تیر کشید و اون دردی که به زور آرومش کرده بودم باز داشت خودش رو نشون میداد باید میرفتم. من تو این بحث خانوادگی هیچ جایی نداشتم اما صدای آروم اون دختری که یه زمانی زیاد میدیدمش …