دانلود رمان سیاه سرکش (جلد اول) pdf از یاسمن فرحزاد برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
روسلا دختر خاص وقدرتمندیه که تو قبیله ای مرد سالار به دنیا اومده و راز های زیادی داره، بعد ازدواج مخفیانه اش با خوناشام دورگهای شبا، مورد تعرض جادوگری مرموز نقابداری قرار میگیره که با یک کلمه بی هوشش میکنه و مدعی جفت حقیقشه و هروقت قدرتمند بشه میاد سراغش. اول فکر میکنه خواب دیده تا اینکه تو واقعیت اون مرد میاد سراغش اسیرش میکنه و تو تخت سنگ قربانگاه بهش …
“روسلا” -با بیرون کردن پدرامون فکر کردی به هرچی که میخوای برسی؟ کم بهت خدمت کردن؟ کم واسه بابات و عموت جون کندن که حالا دستمزدشون این بشه؟ یه تیپا زدی همه رو انداختی بیرون؟ اینقدر راحت رو زحمات چند سالشون یه خط تیره میکشی؟ نوار چسب رو گوشه پاکتی که به خاطر ناخنم پاره شده چسبوندم. لبه های جعبه سیاه رنگ موبایل رو یک دور روبان صورتی پیچیدم و با دقت گوشه سه ضلعی رو پاپیون کردم. پسر مصطفی پشت پسر فیاض
رو گرفت و با اخم های درهم بلند شد. -این مسخره بازیارو تموم کن خانم رادمنش اینکه بدون هماهنگی یه باره بخوای خونه تکونی کنی جواب نمیده پدرای ما نباشن چه طوری میخوای اینجا رو جمع کنی؟ با این کارت رسماً به همه ماها توهین کردی! پیش خودت چی فکردی؟ دو دستی به میزی که پشتش جلوس کرده بودم و با وسواس پاکت پوستی کادوم رو مرتب میکردم اشاره زد و با حرص گفت. بذار جات خشک بشه هنوز دو روز نگذشته میخواستن بکشنت، هوا برت
داشته فکر کردی کی هستی؟ صدای فریاد هاش و لحن طلب کارش تو مغزم فرو میرفت. نگاه خونسردم رو به چهره سرخ شدش انداختم. جز پسر مصطفی و فیاض، سه پسر دیگر سران قبایل هیچ مشکلی با بازنشستگی پدراشون نداشتن و با یکم کمک از طرف آقای امینی سمت هایی که بهشون دادم رو پذیرفتن روی صندلیم صاف نشستم و به خدمتکاری که تمام مدت میخ کنج دیوار بود اشاره کردم. -یکم آب بهشون بدید یه نفس تازه کنن. -آب میخوام چی کار خانم دارم میگم …