دانلود رمان غارتگر (جلد دوم مجموعه منظومه تاریک) pdf از پرتو فرهمند برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
چه اتفاقی میوفته وقتی طوفان رام نشدنی با اقیانوس بیانتها در تاریکی شب برخوردن کنه؟ تریستن «شکارگر» کین، برای ورود مورانا ویتالیو به زندگیش آماده نبود. بعد از اینکه قسم چند سالهش رو در یک شب بارونی شکوند، در جنگی بین رنجهای گذشتهش و آیندهی نامعلوم گیر افتاد. تنها چیزی که ازش مطمئن بود؟ اینکه زندگی اون دختر هنوزم متعلق به خودشه. مُرده ها از توی گور بلند میشن. امپراتوری شروع به سقوط میکنه.
مورانا تنها بود توی نشیمن وحشتناک عمارت هیولایی نشسته بود و هنوز داشت به این فکر میکرد که چقدر ساده و راحت وارد ساختمون شده. وقتی از ماشین پیاده شدن خورشید با شدت داشت میتابید. نگهبان ها در سراسر محوطه پراکنده بودن اما هیچ کدومشون به دیدن مورانا در کنار اون دو مرد واکنشی نشون ندادن همین باعث تعجبش شده بود. انتظار داشت که مارونی و نوچه هاش دم در صف کشیده باشن. انتظار داشت اسلحه شون رو به سمتش نشونه بگیرن و بحث
و جدل راه بیفته. انتظار داشت که بهش بگن گورشو گم کنه و یا بره بمیره انتظار اینو نداشت که با دانته و تریستن کین از ماشین پیاده بشه، نگهبان ها به نشونهی احترام براشون سر خم کنن و به راحتی وارد ساختمون بشن و چیزی که اصلا انتظارشو نداشت این بود که دانته تا اتاق نشیمن هدایتش کنه، به نشونه ی دلگرمی براش سر تکون بده و بعد هر دو مرد ناپدید بشن نه اینکه مورانا بخواد تمام مدت در کنار اون دونفر باشه و بهشون بچسبه، فقط انتظار نداشت که
از همون دقیقه ی اول در عمارت دشمن تک و تنها ولش کنن. بیست دقیقه از زمانی که مردها غیبشون زده بود و مورانا حدس میزد که به دیدن لورنزو مارونی رفته باشن میگذشت. در اون بیشت دقیقه مورانا اتاق نشیمن رو تماشا کرده بود چیزهایی زیاد برای تماشا کردن وجود داشت فرش های دست باف ایرانی در سراسر نشیمن عظیم پهن شده بودن و مبلمان چوبی ماهاگونی با روکش مخملی فضا رو دکور کرده بودن دیوارهای داخلی از جنس همون سنگ نمای بیرونی عمارت بودن …