دانلود رمان پروژه آخرین جاسوس (دو جلدِ کامل) pdf از فریده صباغی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
کیتی میدِن، نامزد اریک رِین فرماندهی سازمان امنیت جهانی، طی اتفاقی توسط مافیا کشته میشود. اریک که سال هاست با آن ها مبارزه میکند، نقشهی جدیدی برای نابودی هاملار میکشد تا این ویروس و غدهی چرکی را هرچه زودتر از صفحه روزگار محو کند و برای این کار، فرزند سوم خانواده گزینه مناسبیست. مردی که هیچ چیز از او نمیدانند. برادر زادهی اریک، النا برای انجام این ماموریت و نزدیک شدن به فرزند سوم انتخاب میشود اما غافل از این که …
برگشتش به خانه بیشتر از همیشه طول کشید. نیمه شب بود و وسایل نقلیه زیادی وجود نداشت. النا یک ساعت بعد به خانه رسید. به شدت خسته بود و شانه ها و کمرش درد می کرد. دلش حمام آب گرم و تخت گرمش را می خواست اما اول از همه باید اریک را میدید پس بی توجه به آباژور روشن نشیمن، به طرف زیرزمین رفت که با شنیدن صدای آرام اریک سرجایش متوقف شد. اوه… لعنت چرا فراموش کرده بود؟
گردنبندش موقعیتش را نشان میداد و حالا اریک منتظرش بود. النا به طرف او چرخید چهرهی مرد آرام بود اما نگاهش فرمانده بود. دختر به سرعت فهمید که روح جنگجو احضار شده است، راه فراری نیست، نمی توانست از مقابل آن نگاه تیز و برنده بگریزد. _سلام. صدایش آرام و بدون لرزش بود اما دلش از اضطراب میلرزید. فرمانده با همان لحن آرامش زمزمه کرد: تلفنت خاموش بود. دست دختر به سرعت به سمت
جیب کیفش رفت و موبایلش را از آن بیرون کشید. _ام… فراموش کردم روشنش کنم. فرمانده سرش را کج کرد نگاهش… آن نگاه برنده و توبیخ گرش در آرامش دختر را برانداز کرد. النا به سرعت زمزمه کرد: -متاسفم… دیگه تکرار نمیشه. _توضیح بده! فرمانده دستور داد النا لب های خشکیده اش را با زبان تر کرد و گفت: من… امروز عصر به اتفاقی افتاد و من… تنبیه شدم. جمله اش شد. داماد فرمانده با چهره ای آرام اما …