دانلود رمان عشق خوشنام من pdf از بهاره نوری برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
بهاره طی یک اتفاق که برای دلارا میافتد متوجه رازی درباره ی او می شود بهمین دلیل مجبور به همکاری با پلیس می گردد، که باید وارد باندی شود که کار اصلی آن قاچاق عتیقه اس در این راه با سرگرد این پرونده (هونام) به عنوان خریدار یک عتیقه وارد باند مودت میشوند و …
-هونام بیا دیگه دیر شد. از تو اتاق بلند گفت: الان میام. امروز قرار بود بریم دنبال دلارا و بیاریمش خونه از اون روزی که سپهر نهار پیشمون بود دو هفته ای میگذره فردای اون روز وقتی رفتم بیمارستان دکتر رئوف یکی از همکاراش رو معرفی کرد برای کارای فیزیوتراپی جلساتش یه روز در میون بود. خداروشکر تمریناش خیلی به بهبودیه دلارا کمک کرده بود، امروزم
جلسه آخر فیزیوتراپیشه تقریبا قوای بدنش برگشته دکتر گفت برای خونه اومدن مشکلی نداره و میتونه تمریناشو تو خونه انجام بده تو این مدتم سرهنگ به دیدن دلارا اومده بود و دلارا از این بابت خیلی خوش حال بود میگفت سرهنگ از رفیقای نزدیک پدرش بوده و همیشه مراقبش بوده الحق که سرهنگ خیلی مرد با ایمان و خوش قلبی بود. حسابی تو این مدت هوای
دلارا رو داشت و می گفت: دلارا مثل دختر خودم برام عزیزه خصوصا که دختر عزیزترین رفیقمه خیلی خوش حال بودم دلم میخواست زودتر بریم دنبالشو بیاریمش خونه. _ای بابا من که دخترم سریع حاضر شدم بیا دیگه. هونام در حالی که ساعتشو میبست اومد: اومدم دیگه. یه نگاه به تیپش کردم پالتو مشکی و شلوار کتون موهاشم رو به بالا داده بود بهش میومد …