دانلود رمان منفصل pdf از شادی جمالیان برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
گلمیس افخمی بعد از هشت سال برگشته تا انتقام گذشته رو از آراسپ بگیره. همه چیز طبق نقشه اون پیش میره، اما اومدن یه نفر تموم معادلات ذهنی گلمیس رو بهم میریزه. کسی که داره تلاش میکنه تا گلمیس رو از آراسپ دور کنه…
نرم نرم هوای سرد زمستانی داشت به شهر چیره میشد بوی خاک باران خورده داشت با سوز سرمای زمستان عجین میشد و من دلتنگ زمستان های آبیک بودم. برای اینکه سوار خطی های بلوار طالقانی شوم و به سمت طالقان بروم. حسابی در برف غلت بزنم و برف بازی کنم. یک تویوپ بردارم و یک شیب بلند را با آن طی کنم و وقتی از سرما و خستگی جانی در بدن نداشتم به خانه برگردم. زیر کرسی مخصوص مامان
بخزم و پتو را تا زیرگلویم بالا بکشم و بخوابم. اما نمیشد…. با تقه ای که به در خورد بدون اینکه سرم را از روی نقشه پهن شده مقابلم بردارم بیا تو را بلند گفتم. در باز شد و با ورود کسی که صدای آمدنش را شنیدم و حدس میزدم عادله باشد، دهان باز کردم حرفی بزنم اما همین که سرم بالا آمد و صورت فرنوش را دیدم چشم هایم درشت شدند. با صورتی که از خشم به سرخی میزد مقابلم ایستاد، دستش را لبه میز گرفت
و خودش را روی دستی که اهرم کرده بود یله کرد و گفت: چی از جونمون میخوای؟ اومدی باز هواییش کنی؟ الان دیگه اسم و رسم داری میخوای زیرپاش بشینی؟ به پشتی صندلی تکیه دادم از آن حالت بهت زده خارج شدم و با لبخندی که نمیدانستم از کجا پیدایش شده به صورتش نگاه کردم و پرسیدم: من چی میخوام؟ چیزی نمیخوام اومدم دارم کارمو میکنم، درکش سخته؟ با چشم به نقشه باز روی میز اشاره زدم …