دانلود رمان فریال pdf از رویا احمدیان برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
فریال یه دختره آزاد و شر و شیطون ِنوزده ساله است که با مرگ مادربزرگش، بعد از سیزده سال بر میگرده و پیش خانواده پدریش زندگی میکنه. اما به یک ماه نرسیده، عاشقِ پسرعموی مذهبی و خود پسندش که از قضا توی همون خونه و همراه اونا زندگی میکنه میشه.از یه زندگی مرفه و خانواده کاملا آزاد، به یک خانواده مذهبی و فقیر میاد… زمانی که حاج میرانم عاشق میکنه همه چیز تغییر میکنه.. همین عشق، کل کل و تناقض ِاین دو نفر، استارت داستان رو میزنه و…
فریال چندساعتی را در سکوت گذراندو سپس که حالش کمی رو به راه شد، دوباره با همان سر حالی و نشاط به کمک حاج خانم رفت. حدودا ساعت ۹ شب بود که به درخواست حاج خانم برای شام به حیاط رفت معصومه خانم گفته بود درکنار پدرش و در سکوتِ حیاط شامش را بخورد بهتر است. شاید می دانست که به آرامش نیاز دارد. همینکه بیرون رفت و متوجه شد که میران در کنار پدرش نشسته،اخمی بر ابروانش
حاکم شدو کمی چادرش را برچانه کشید میران هم تا چشمش به فریال افتاد از جا بلند شد و به سوی خانه رفت.اما محسن تا دخترش را دید گل از گلش شکفته و اشاره کرد کنارش بنشیند.فریال نشست و بدون حرف سرش را به بازوی پدرش تکیه داد. _ای بابای نامرد! محسن دستی به سر دخترکش کشید. تو نامردی که بدون من میری سر خاک.. میدونی چقدر احتیاج داشتم باهم بریم؟ دخترک به آرامی آه کشید: میدونی
بابا، خسته که میشم دلخور که میشم دست خودم نیست به مامان پناه می برم… حتی زمانی که مامان جون هم بود، بازم میرفتم سر خاک مادرم. ببخشید از حاج خانم ناراحت شدم رفتم تا یکم آروم بشم.حقیقتا زود قضاوت کرده بودم.محسن لبخند زد. _باشه بابا جان… میدونم الان وقتش نیست اما فریال بهتره از اطرافیانت خواهش کنی کمتر اینجا بیان.. چرا باید على افخم بیاد اینجا دختر من؟! فریال کمی سکوت کرد.