دانلود رمان انتقام خشن pdf از Black Thunder برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان درباره شایان هستش که فکر میکنه مانیسا که دوستش داشته و باهاش بوده بهش خیانت کرده و با دوستش رفته و ازدواج کرده. و الان که شوهر دختری که دوستش داشته مرده برگشته تا از دختره بخاطر اینکه بازیش داده انتقام بگیره و …
سراسیمه از پله ها پایین رفتم که چشمم به خدمتکاری افتاد که جلوی پای شهیاد روی زمین نشسته بود و شهیاد پاش و روی دست و انگشتای دختره فشار میداد حرف بزن ببینم! از کی دستور گرفتی احمق! دختره جوری جیغ میکشید و ناله میکرد ک دلم به درد اومده بود خواستم به سمتش برم که نمیدونم کی شایان بازوم و از پشت گرفت و منو به دنبال خودش کشوند: _شهیاد این کثافت و ببر توی انباری. کنار گوشم زمزمه
کرد: تو با من بیا بالا! کجا میریم!؟ کشت دختره بنده خدا رو… دستش له شد… شایان باتوام! بدون توجه به حرفام به سمت طبقه بالا من و برد و توی اتاق هلم داد. با اخم نگاهش کردم که لبخند کمرنگی بهم زد. دیگه صدای دختره رو نمی شنیدم و احتمالا شهیاد به دستور شایان توی انباری برده بودش وقتی داخل شدیم در و پشت سرش بست: وقتی هیجده سالت بود نقاشی خیلی دوست داشتی! بحث و عوض کرد و من دست به
سینه بهش خیره شدم و با یاد اون روزا آهی کشیدم و انگار برای چند لحظه دختره یادم رفت. _الانم دوست دارم! فقط دیگه حوصلش و ندارم! شایان خیره توی چشمام گفت: چرا حوصلشو نداری؟ چون مدل نقاشی هام تکراری شده بود. چشماش و ریز کرد و قدمی به سمتم اومد: -مدل نقاشی هات چی بود؟ نگاهم و ازش گرفتم ولی بعد از چند لحظه با گستاخی بهش خیره شدم:مدل نقاشی های اون دختر هیجده ساله تو بودی!