دانلود رمان حس اشتباه pdf از مریم پیروند برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
جانا درگیرِ یه احساس متفاوته، احساسی که فکر می کنه واقعیترین حسش به حساب میاد. این احساسات از لحظهای رقم میخورن که صمیمیترین دوستش رُزا سعی داره مسیر افکارش رو کم کم به بیراهه بکشه. اما با اومدنِ شاهو توی زندگیش، کم کم از این اشتباه بیرون میاد.
سلانه سلانه وآرام ازحیاط خانه گذشت و به در ورودی که رسید مکثی کرد و نفسی گرفت و نقاب صورتش را سریع تغییر داد تا یک وقت جانا به احوالات درونش پی نبرد. نبیند لبخند به لب دارد و یا اینکه از رابطه ی پر شور و پرهیجان کنار مرد مورد علاقه اش سرخوش و شاد به خانه برگشته. در را به آرامی باز کرد و قدم به داخل خانه گذاشت. بی خبر از حضور جانا روی کاناپه،
کیف و سوئیچ را روی جاکفشی گذاشت و صندل های مشکی براقش راپوشید دست برد تا دکمههای مانتویش را بازکند و در همان حال یاد یک ساعت پیش و پیراهن شاهین افتاد که به جای این مانتو روی تنش نشسته بود. با اینکه دوش گرفته بود اما هنوز هم می توانست بوی شاهین را حس کند. پیچید و به یکباره جانا را دید… نشسته بود روی یک کاناپه و با اخم و تیزی
نگاهش می کرد. شوک و غافلگیریش فقط چند ثانیه زمان برد تا دوباره در قالب آرام همیشگی فرو برود و مقابل دختر سرتق و لجبازش بایستد. از او شاکی بود دیگر… گفته بود خانه ی رزا نماند و جانا با لجبازی از حرفش و بی اعتنایی بر خلاف میلش عمل کرده بود. -پس بالاخره جانای لجباز و یه دنده تشریفشونو آوردن. قید باز کردن دکمه های مانتویش را زد و دست هایش را …