دانلود رمان در انتهای کوهستان سرد pdf از معصومه مولایاری برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
روایتگر زندگی چند شخصیت هست، به تحریر در آورده شده است. آن ها عاشق علوم غریبه هستند و برای آموزش این علم نزد جادوگری که داخل یک روستا ساکن هست میروند. شروع داستان از جایی هست که ودیان و دوستش برای پیدا کردن گل ارغوان وحشی وارد یک جنگل میشوند و وقتی باز میگردند. با جنازه استاد رحیم روبرو میشوند.
سحر با دست به شانه سمیرا کوبید و او را از خواب بیدار کرد سمیرا چشمان پف کرده اش را به آرامی باز کرد و پرسید: رسیدیم؟ سحر با مهربانی بوسه ای به بازویش زد و گفت: نه عزیزم اینجا خونه ماست میای بریم؟ خیلی خوشحال میشم. البته اگر تو دوست داشته باشی ها. سمیرا کمی متفکر به خیابان شلوغ مولوی چشم دوخت. _اگر مزاحم نباشم میام هیچکس
نمیتونه من رو با این همه درد و راز تو اون خونه که یکی به فکر ملکه شدن و یکی به فکر عشق و حال خودشه درک کنه. سهند صندوق را زد و از ماشین پیاده شد. از اینکه سمیرا به خانه آن ها می رفت خوشحال بود ولی از اینکه خانه شان همانند عمارت آن ها مجلل نبود خجالت زده و کمی مردد چمدان ها را پایین گذاشت و در کنار سمیرا ایستاد و گفت: یادته همیشه
دلت می خواست خونه ما رو ببینی؟ سمیرا با یادآوری ایام خوشی که با هم داشتند روحش جانی تازه گرفت و بی اختیار لبخند مهمان کنج لبش شد. سحر هم به سمتشان آمد و چمدانش را برداشت بچه ها داخل پارکینگ به دنبال یکدیگر می دویدند و با صدای بلندی جیغ می کشیدند و حرف می زدند آسانسور باز شد و وارد آن شدند. هنوز در بسته نشده بود که صدای …