دانلود رمان میراث یاس pdf از سیما نبیان منش برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان درمورد یاسِ که دلش میخواد از لحاظ مالی مستقل بشه تا بتونه خرج و مخارج خودشو در بیاره… دوست صمیمیش که برای یه آدم بانفوذ کار میکنه.اونو مهماندار هواپیمای شخصی رئیسش میراث، که یه آدم دختر باز هست میکنه.. روز اول کاری وقتی تو هواپیما هستن میراث وقتی یاسو میبینه ازش خوشش میاد و بهش دست درازی میکنه.. یاس باردار میشه اما میفهمه که میراث زن داره و این نفرتشو بیشتر میکنه ولی…
پلک هامو خیلی آروم از هم باز کردم و روی اون تخت سفید رنگ بزرگ دو نفره غلتی خوردم و نگاهمو دوختم به پنجره ی شیشه ای.. همون یه نظر نگاه کافی بود تا تمام اتفاقات دیشب که جلو همون پنجره برام رخ داده بود دوباره زنده بشن… دستمو بالا آوردم و انگشتمو روی لب هام کشیدم. لب هایی که اون بهشون می گفت گیلاس. شرمنده ی خودم شدم چون که خیلی سریعتر
از اونچه که فکرش رو می کردم و انتظارش رو داشتم خودم رو تقدیم اون مرد کردم. مردی که قبلش اذیتم کرد. پتورو از روی تنم کنار زدم نیم خیز شدم. اولین چیزی که نگاه کردم انگشتر روی دستم بود. زیبایشش خیره کننده بود می دونستم باید خیلی گرون باشه و دادن همچین هدیه ی گرون و خاصی صرفا به عنوان معذرت خواهی طبیعی بود یا نه!؟ از روی اون تخت
نرم و لطیف اومدم پایین و قدم زنان به سمت حموم رفتم. سرپایی یه دوش گرفتم و بعد سرو تنم رو خشک کردم موهام رو سشوار کشیدم و با پوشیدن لباس مناسب سمت آینه قدی رفتم. مقابلش ایستادم و زا زدم به صورت خودم. معذرت خواهی میراث محاله باعث بشه از خیر توپ و تشر زدن به فریال بگذرم. باید باهاش تماس می گرفتم و هرچی از دهنم در میومد بهش می گفتم…