دانلود رمان مادمازل pdf از سیما نبیان منش برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
رستا از نوجوانی شیفتهی پسر همسایشون هست و روش کراش داره. پسری که برادر همکلاسیشه! پسری که مرموزه، مغروره و هیچوقت رستارو تحویل نمیگیره و رابطه ی مخفی و بازی با دوست دختراش داره! اما همه چیز وقتی عجیب میشه که در کمال ناباوری متوجه میشه فرزام قراره بیاد خواستگاریش. اون هم فرزامی که هیچوقت تحویلش نمی گرفت و رستا که بشدت رو این آدم مبهم و جذاب کراش داره واسه جلب توجه فرزام و از دست ندادنش حاضر میشه…
*فرزام* برای اینکه این دختر و از جوابی که داده منصرف بکنم و کاری انجام بدم که خودش پیغوم بفرسته علاقه ای به ادامه ی این ارتباط نداره، تقریبا هر رفتار گه و مزحرفی که میشد یه مرد داشته باشه رو از خودم نشون دادم. سخت بود ولی من اینکارو کردم. از شب خواستگاری تا واگذار کردنش به سورنا و حتی بد خلقی و بدرفتاری گرفته تا خیلی چیزای دیگه
مثل حتی نگرفتن شماره اش به عنوان نامزد! من حتى لبخندمم ازش دریغ کرده بودم. حالا با تمام این اوصاف اون به حدی سرسخت و پوست کلفت تشریف داشت که هیچ کدوم از رفتارهای من باعث نشد خم به ابروش بیاد یا ازم دلگیر بشه البته به جز مورد آخری… این مادمازل بدجور منی که استاد بردن بازی ها بودم کلافه کرده بود. من شک نداشتم اگه تو خواستگاری ازش
بخوام بدنش رو ببینم یه راست جواب نه رو میده و خلاص حتى تقریبا مطمئن بودم به محض اینکه حرف این کارو پیش بکشم و اون درخواستمو بشنوه فورا بلند میشه و بعد از یه بحث مفصل یه نه محکم ولی دلنشین تحویلم میده اما نه… نه تنها نه نیاورد بلکه.. حالا اما شدیدا امیدوار بودم مورد آخری کارمو راه بندازه و اون رو اونقدر ازم متنفر بکنه که دیگه…