دانلود رمان عشق اسپانیایی pdf از سارا نسیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
یه عروسی. سفری به اسپانیا. خشمگینترین مرد روی کرهزمین. و سه روز وانمود کردن به چیزی که توی آسمونها دنبالش میگردی، ای بهخشکی شانس. یا به عبارت دیگه، نقشهای که هرگز کار نمیکنه برای منِ فلک زده از همه جا رونده شده، در راه بود… شخصیت زن حرفبزن، حق بگیر، آتشین مزاج و زبونشم تنده. چشم دیدار شخصیت مرد رو بخاطر مسائلی که بعدا می خونید نداره. تو سریخور نیست. شخصیت مردم که دیگه نگم.…
گرسنه بودم از سروکله زدن با همه این چیزا خسته بودم، با جفت چشمام به خودم خیانت کردم و راستش تو این مورد واقعا گیج بودم. چشماش برخلاف خواسته اش روی آرون می گشتن. اون گفت: دست از لجبازی بردار. لجبازی چرا؟ چون ازش کمک نخواسته بودم و وقتی تصمیم گرفت پیشنهاد کمک بده باید حتما قبول می کردم؟ احتمالا به همین دلیل بود که
بدون فکر کردن دهنم رو باز کرد. حالا، عصبانی بودم. _به خاطر همین در طول جلسه ای که همه اینا رو دوش من انداخته شد، کاری نکردی و حتی بیشتر از اون هیچ حرفی نزدی؟ چون کمکتو نخواستم؟ چون اونقدر یه دنده و لجبازم که نمیتونم قبولش کنم؟ سر آرون یه ذره عقب رفت؛ احتمالا از اقرار من شوکه شده بود. بلافاصله از گفتن هر حرفم پشیمون شدم.
این کار رو کردم اما یه جورایی از دهنم بیرون پریده بود، انگار که کلمات از زیر زبونم بیرون کشیده شده بودند. چیزی تو صورت جدیش برق زد. نفهمیدم که ازم انتظار داشتی وارد عمل بشم. البته که نه هیچ کس مداخله نکرده بود. نه حتی هکتوری که تقریبا از خانواده حسابش می کردم یعنی تا حالا اینو نفهمیده بودم؟ بله من بیش از حد با این واقعیت اشنا بودم که..