دانلود رمان طلبکار pdf از مستانه بانو برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
روایت دو برادر است. برادر بزرگتر حامی اما تخس و خشن، برادر کوچکتر ترسو اما آرام و سربهزیر. داستان برادرانهی کنعان و حافظ با وجود دختری به سادگی و لطافتِ گل و باران مثلثی عشقی را میسازد که در میانهی رأس برادران ثنا حضور کاملا بیطرفانهای را خواهد داشت. نفرت تهماندهی وجود برادری است از جنس دروغ و بخشش در وجود پسری است با دلی به وسعت دریا… داستان برادری که بنابر ناتوانی اش قصد انتقام از همخونش را دارد و…
با احساس سردرد شدیدی چشم باز کرد و نگاهش به سقف خیره ماند. هنوز هم توانایی تشخیص اشیاء دور را نداشت. به زحمت روی تخت نشست و سعی کرد به یاد بیاورد که دیشب چه اتفاقی افتاده است؟! دستش را بالا برد و همچنان در حال فکر کردن شروع به ماساژ دادن شقیقه هایش کرد. یادش می آمد که تمام دیشب را داد و فریاد می کرد اما برای چه و بر سر که؟!
هیچ چیز یادش نمی آمد! کلافه دستی به صورتش کشید و به محض برداشتن آن، چشمش به نگاه خندان بنفشه افتاد. آخ نکند. او اینجا چه می کرد؟! نگاه عجولانه ای به تن خود انداخت و وقتی از وضع خود مطمئن شد پاهایش را از تخت آویزان و موهایش را مرتب کرد. از بنفشه که با فنجان بزرگی در دست به او نزدیک میشد پرسید: تو اینجا چیکار میکنی؟!
کلید از کجا آوردی؟! دخترک خندید و فنجان را به سوی کنعان گرفت؛ بوی خوش قهوه به مشامش خورد و دلش ضعف رفت. برای تسکین درد سرش باید آن فنجان را سر می کشید. دست دراز کرد و با نگاهی نافذ به چشمان بنفشه فنجان را از دستش قاپید و بلافاصله به لبش نزدیک کرد و جرعه ای نوشید. کم نمی آورد این مرد. کمر همت به شکستن افراد بسته بود انگار…