دانلود رمان طرز نگاه عاشقانه ات pdf از زهرا عبدی (دلربا) برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
نهایت این عشق و این طرز نگاه تویی و آن دو چشمان زیبایت، در بین این تلاطم سفر نگاهت ماندم. بیا و فریبایی کن… یا فریبم ده. ولی این شیفته گری را دگر نکن. این نگاه تو سال هاست که با من است..که سال هاست که دوست من شده. پس نگذار که رهایم کند. بجو و بیاب، که با من باش. طرز نگاهت را عوض نکن، این نگاه همان نگاه عاشقانه ای تو بر من است…
این دیگر برای من عادی شده. این ها همان طرز نگاهت است که من را سال ها کشته. در پی بی طاقتی و تاب تاب قلبم بر می گردم، سوار بر اسب میشوم، ناخواسته تو در آغوشم میوفتی. دیگر صدای خنده آت را نمی شوم. با یک دستم افشار اسب را میگیرم با دست دیگر، تو را سفت میگیرم آری می گیرمت می فشرمت چون می خواهمت. من خودخواهم در خواستن تو.
تو دیگر داری ناز میایی. من هم که خریدار این نازهای تو هستم.گونهام را بر گونه های نرم و لطیفت گذاشتم. بوی عطر موهایت در آن جنگل همچون شفای دردهایم شد. تو را بیش از پیش میفشرمت و آهی از حسرت در سینه کشم.تو واقعا دست نیافتنی هستی، مخصوصا با آن چشمانت. کدورتی در قلبم از تو نیست تو آب زلالی برای من. خسته و ویران شدم. در پی خیابان ها،
از سیگار و دود خواب شدم. آری من کارتون خواب شدم. بیا و سراغم را بگیر. تو مرا رها کردی که اینگونه شدم. مرا رها مکن. من بارها از خیالت دست نکشیدم. چه شد که مرا رها کردی؟! باورت کنم یا انکارت کنم؟ بپرسمتت، یا لعنتت کنم. من در عشق تو سیگاری شدم. در دنیای خیالی ام نمی دیدم در این وضعیت و حالت باشم. چه شد واقعا؟! مهتاب تو شدم تو گفتی خاموش کن.