دانلود رمان پگاسوس pdf از ماهور ابوالفتحی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
مدوسا… همه فقط میدونن که مدوسا یه خائنِ اغواگر بود، زن زیبایی که نتونست پاک بمونه. اما میدونستی در حقیقت مدوسا بخاطر خیانتِ قول پاک موندنش به آتنا تنبیه نشد. اون تنبیه شد چون توی معبد پاکِ آتنا بهش دست درازی شد؟
دستش رو که عقب میکشه به سرعت جلوی پاش بدون بالا آوردن عق میزنم و زانوم خالی می کنه. از برخورد زانوم با سرامیکه یا عق زدنم نمی دونم ولی اشک دیدم رو تار می کنه. کمی کمرش رو خم میکنه و نگاهش هنوز از بالا به پایینه دردسر درست نکن؛ اخطار اخرمه. بدون منتظر موندن برای جوابی از طرف من، به سمت در میره و می شنوم که به مرد میگه بگو شهلا لباساش
رو بهش بده و کارای فرداش رو تعیین کنه. _بله آقا! در پشت سرشون بسته میشه و من هنوز گلومو با انگشت های یخ کرده ام ماساژ میدم. خودم رو به زحمت بالا میکشم و سعی می کنم تنفسم رو منظم کنم و با این حال از معده تا توی مغزم می سوزه. مشت هام رو روی چشمام میکشم و کیسه های هواییم رو از اکسیژن بیشتری پر میکنم. -لباست رو آوردم. صدای زن رو
میشنوم و بدون چرخیدن به سمتش به زحمت میگم: بذار اونجا بر میدارم. صدای پاش رو میشنوم که به سمت تخت میره و هم زمان میگه: اتاق خدمه توی عمارت پشتیه اما آقا گفتن تو اینجا باشی. ساعت هشت باید آماده و توی سالن پایین باشی اما استثناً فردا رو نیم ساعت زودتر بیا تا بتونم بهت کارهات رو بگم -متوجهم. جواب که میدم بدون حرف بیرون میره…