دانلود رمان کتی pdf از ناشناس برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان درباره دختری هست به اسم کتی که از طریق چت با پسری به اسم متین اشنا میشه و با هم قرار میزارن. عاشق هم میشن. کتی کار مهاجرتش درست میشه و میخواد از ایران بره و متین رو تنها بزاره و طی اتفاقاتی متین میمیره و کتی یه مدتی افسردگی میگیره و…
چقدر احمق بودم که همه ی اون روزا فکر می کردم تمام ناراحتیای دنیا تموم شدن و خوشیاش بهم رو آوردن اینقدر تو خوشیام غرق بودم که لحظه ای هم فکر اتفاقات بد به ذهنم راه پیدا نمی کرد من و متین همو داشتیم و یکی از بزرگترین و سخت ترین مراحل زندگیو باهم و در کنار هم پشت سر گذاشته بودیم عشقمون از قبل بیشتر بود و دلامون فقط به بهانه ی وجود هم می تپید. جنس دوست داشتن ما
زمینی نبود و برای هم حکم فرشته های آسمونی رو داشتیم. ما مدت ها بود اسیر دل همدیگه شده بودیم و زندگی برامون تو وجود همدگیه خلاصه شده بود. جداییمون از هم محال بود و فکرشم تنمونو می لرزوند.میخواستیم به زندگی جدید باهم بسازیم پر از خوشی و خوشبختی و براش جفتمون داشتیم تلاش می کردیم. چند روزی بود که می رفتم خونه هایی رو که با شرایطمون جور بودو می دیدم و اونایی رو که
خوشم میومد با هزار شوق و ذوق برای متین عکساشونو می فرستادم ساعتها با متین می شستیم عکسارو می دیدم و پای تلفن راجع به اینکه کدوم اتاق خوابمون باشه، اون پیشخون جلوی آشپزخونه باید برداشته شه یا تلویزیون و میز نهار خوری کجا قرار بگیره بحث می کردیم و سر به سر هم میذاشتیم چقدر گاهی به فکرای هم می خندیدیم یا همو به خاطر یه فکر بکر که به سر به کدوممون زده بود تشویق می کردیم….