دانلود رمان عشق در اغما pdf از یانار آذری برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
شروعی از پایان، حکایتی از پایان دو سال زندگی مشترک، پایان عشق و عاشقی، پایان دل دادگی و دل باختگی است. ولی هر پایانی با آغازی هم همراه هست، زندگی دو نیم شده که یک نیمه زندگی احد و مشغله هایش و آینده مبهمی که برایش رقم زده شده و نیم دیگر معصومه و آرزوهایش و دست به زانو بلند شدن برای ساختن آینده اش می شود. دست خالی ولی با دلی پر امید و آرزو آینده را ساخت. حتی می توان منتظر شد بر سر عشق. عشق به اغما رفته تا دوباره شاید که شعله ور شود. شاید اما…
روزهای تعطیل برای هر زن و شوهر جوان حکم ساعت خوش وکنارهم بودن را داشت و برای معصومه تنهای در چهاردیواری خانه و دلتنگی و چشم انتظاری. از فکر دو سه روز تعطیلی دلش گرفت پارسال همین موقع ها بود که کم کم داشت عشق را مزه مزه می کرد و حالا با عشقی در دلش، دلتنگی را تجربه می کرد. اینکه احد امشب را خواهد آمد یا فرصت نمی شود و از نمایشگاه و کارگاه مستقیم به خانه می رود، اینکه بیایید
و سرپایی سر بزند یا به اندازه یک چای خوردن کنار هم باشند یا شانس یار باشد و شام را هم بماند شب ماندنش در این روزها پیش کش که سفارشات عید را باید از سه چهار ماه قبل آماده می کردند تا بتوانند مشتری ها را راضی نگه دارند. از طرفی هم مساله مراسم هایشان بود که با نزدیک شدن محرم وقتش را می گرفت و دیگر فرصتی برای معصومه و سر زدن به خانه اشان نداشت.معصومه آهی کشید و خواست
میز شام تک نفره اش را بچیند که صدای باز شدن در متوجه اش کرد امروز برای شام لااقل تنها نیست. احد امشب را خانه بود. احد سرش را که روی سینه اش بود نوازش کرد و گفت: امسال نه با حاج خانم هماهنگ کردیم خرج مراسم را بدیم خیریه اینطور بهتره؛ هم اینکه جایی که باید خرج می شه. معصومه از این خبر خوشحال پرسید: یعنی اون چند روز تعطیلی رو کاری نداری؟ احد با بوسه ای بر گونه رنگ گرفته اش گفت…