دانلود رمان حربه ی احساس pdf از کیمیا وارثی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
دختری ۲۳ساله به اسم رها که کمی متفاوتتر از سایر دختر های دیگست، تظاهر می کند بی احساس است اما برعکس، کوهی از احساسات است! اما از بخت بدش تنهاست، پدر رها یه عملی معتاده که زنش را موقع دعوا به قتل میرساند و از آن به بعد رهای ۱۸ساله را مدام کتک میزند، رها تا جایی که میتواند تحمل می کند اما زمانی که پدرش قصد سو استفاده از او را دارد، از خونه فرار میکند! تک و تنها میچرخد، تا اینکه کسی پیداش میکند یک زن،مثل یه ناجی نجاتش میدهد اما..
در رو کوبیدم. – آه! دهنم صاف شد! آنید که خواب بود، با ورود وحشیانه م یه متر پرید و بعد عین عقب مونده ها با چشم های پف کرده زل زد بهم. – چته؟ -من چمه؟ تو چته؟ -چمه؟ چم نیست که، خوبم گلم! -واضحه. و بعد دوباره دراز کشید. رفتم سمت تخت و بعد خودم رو با صورت پرت کردم روش. نگاه آنید افتاد بهم و پرسید:-چته باز؟ همون طور که صورتم رو بالشت بود و صدام گنگ گفتم: -مأموریت! به خدا
خوششون اومده ها؛ یه بار یه مأموریت رو درست انجام دادم و کیف کردن، حالا هی می فرستنم مأموریت. خندید و گفت: حالا چی بود اینبار؟ -دزدی! -دزدی؟ بلند شدم و صاف نشستم گفتم: باید یه رم براشون از یه یارویی میدزدیدم. -چرا؟ _چه میدونم فکر کنم رقیب راد بوده و راد برای له کردنش به اطلاعات رم نیاز داشته تا بزندش زمین.-عجب! حالا موفقیت آمیز بود؟ نیشخندی زدم. چه جورم یارو رو پرس کردم.
این رو گفتم و هر دو زدیم زیر خنده. -ولی به این منوال نمیتونه بگذره باید دیگه جدی کاری کنیم تااز پرچین رد شیم. آنید فقط سر تکون داد._خب،اصلاً میشه چیکار کرد؟ با وجود نگهبانها و اون یارو و همچنین پرچینی با اون ارتفاعش! _پوف! یهو چیزی توی مخم جرقه زد آره آره خودشه! از جام پریدم و داد زدم: خودشه بافتم! آنید متعجب نگاهم کرد. -بافتی؟ چی بافتی؟! -اهم… ببخشید اشتباه لپی شد. یافتم.