رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
دانلود pdf رمان دلقک از صبا مرادی

دانلود رمان دلقک pdf از صبا مرادی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی

چهل روز از آن روزِ اول می گذرد… چهل روز پیش را یادت هست ویهان؟! آخ ببخشید، ویهان نه آرش، آرش بودی هان؟درست می گویم؟! چهل روز است که من مدام با خودم تکرار می کنم چرا؟… شاید ندانی اما، بی جوابی برایِ بعضی چرا ها خیلی می تواند کشنده باشد! چهل روز است که من لب از لب باز نکرده ام نه اینکه نتوانم نه! گمان می کنم بعضی وقت ها کلمات بی ارزش می شوند وقتی که به بزرگیِ رنجی که بر شانه هایت سنگینی می کند فکر می کنی!

خلاصه رمان دلقک

در را تا نیمه باز کرده و بعد از خارج شدنم روی هم قرارش دادم… داشتم می رفتم تا سر و گوشی آب بدهم تا بفهمم آن دختر خندان و فلان شده ای که کاوه باسر مستی به داخل اتاقش دعوت کرده چه پدر سگی است اصلا! راهرو خلوت بود و من آهسته به سمت اتاق کاوه قدم برداشتم. دروغ نبود اگر بگویم این استکان های لعنتی خالی در سینی در حال بندری رفتن بودن سینی را سفت چسبیدم و با خودم غرلند کردم: پائیزه جان… بهتر نیست این سـینی لعنتی رو اول

میذاشتی اون خراب شده بعد می‌اومدی اینجا فالگوش وای می ایستادی؟! خودم را قانع کردم: نه بهتر نیست… ممکنه چیزی رو از دست بدم! عصبی گوشه ی لبم را جویدم و خودم را به آن در طلایی چسباندم… آه کشیدم و دندان غروچه کردم چرا فکر می کردی با این در و تشکیلاتی که این خره انداخته قراره یه کلمه هم بشنوی؟! خیره به ماهی های آکواریوم جواب قانع کننده ام را دادم: چون یه احمقم! طاقتم نگرفت.. سینی را روی میز کنار آکواریوم قرار دادم و دستم

آرام روی دستگیره را لمس کرد… سرم را نزدیک بردم و تلاش بی نتیجه‌ای بود شنیدن حتی یک کلمه بدون آنکه در باز شود. چشم هایم را بستم و دستگیره را به آرامی پایین کشیدم و بعد یک آن به غلط کردن افتادم که اصلا من..‌. پشت این در لعنتی چه غلطی میکنم؟! در با صدای آرامی باز شد و من هر چقدر منتظر ماندم تا کاوه بیاید و قهوه ایم کند خوشبختانه متوجه نشد! کمی سرم را جلو بردم و اول از همه هوای مطبوع اتاق و آن بوی قهوه ی تلخ زیر دماغم پیچید…

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
چهل روز از آن روزِ اول می گذرد... چهل روز پیش را یادت هست ویهان؟! آخ ببخشید، ویهان نه آرش، آرش بودی هان؟درست می گویم؟! چهل روز است که من مدام با خودم تکرار می کنم چرا؟... شاید ندانی اما، بی جوابی برایِ بعضی چرا ها خیلی می تواند کشنده باشد! چهل روز است که من لب از لب باز نکرده ام نه اینکه نتوانم نه! گمان می کنم بعضی وقت ها کلمات بی ارزش می شوند وقتی که به بزرگیِ رنجی که بر شانه هایت سنگینی می کند فکر می کنی!
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    دلقک
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    صبا مرادی
  • ملیت
    ایرانی
  • ویراستار
    رمانسرا
  • صفحات
    2985
خرید کتاب
26,000 تومان
دانلود بلافاصله بعد از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 905 بازدید
  • 26,000 تومان
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.