دانلود رمان متنفرم از اینکه عاشقتم رئیس pdf از الهه برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
سونیا دو ساله داره برای برد کار میکنه و همهی خانواده و دوستهاش میدونن چقدر از رئیسش متنفره. اون حتی یه سیبل با عکس برد تو خونه داره که هر روز به سمتش دارت پرتاب میکنه. اما خب ورق برمیگرده و یهو میبینی رئیس عوضیت شده ناجی و تو بهش حس داری.
“سارا” پوزده دقیقه فرصت داشتیم تا از خونه بیرون بیایم و قبل از اینکه سر کار برم اون ها رو در مدرسه پیاده کنم. این وظیفه آنی بود. اگر سارا تا دو دقیقه دیگه پایین نمی اومد ما دیر می کردیم. سرم رو تکان دادم. بعد با عجله از پله ها دو تا بالا رفتم و در اتاقش رو زدم. یه ثانیه صبر کردم و دوباره در زدم. _سارا؟ هشدار من دارم میام داخل اتاقت. کمی صبر بود، بالشش رو به تنش چسبونده بود و صورتش خیس از
اشک بود. شکمم جمع شد و به راهم ادامه دادم فوراً به سمت اون دویدم اما بعد از ایستادم و مطمئن نبودم که موضوع چیه با زن های گریان خوب پیش نمی رفتم. رفتار با مری راحت بود عملاً هر کاری که برای خوشحال کردن اون انجام میدادم کارساز بود. و چیز زیادی لازم نبود کردم. -بستنی، یه جوک خوب، آب نبات، اسباب بازی. اما سارا پیچیده تر بود. “سارا، چیشده؟” اون همیشه به میسون نزدیکتر بود.
ما رابطه خوبی با هم داشتیم اما فرق داشت. سارا به بچه درونگرا بود. جایی که مری صمیمی و پرحاشیه بود، درست مثل من، سارا هم مثل میسون بود. “مشکل چیه؟ پسره؟ باید اسلحه های پدرت رو بیرون بیارم؟” شوخی کردم و سعی کردم بخندونمش هر چند با جدیت، اگه پسر بود، لگدی بهش میزدم این راه حل آسون تری بود. به گریه ادامه داد و این ناراحتی به فشردن سینه من تبدیل شد. تاکتیک های من که…