دانلود رمان بوته زار pdf از علی محمد افغانی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
“در این داستان که با شیوه “سورئالیسم” نگاشته شده، گروهی از بچهها در “بوتهزار کیت” به سر میبرند. این منطقه معادنی دارد که پدربزرگهای بچهها در گذشته در این معادن، کار میکردهاند. تمام شخصیتهای داستان در قالب پدربزرگهایشان به دورههای گذشته و عصر یخبندان باز میگردند و اتفاقات و مراسم و جشنهای سنتی در روال داستان، انجام میشود. سرانجام خواننده درمییابد این شخصیتها همان بچهها در اول داستان بودهاند.
در هیجده سالگی توکل، اگر نه به درشتی این زمان لیکن به هر حال جوانی بود کشیده قامت و پر حوصله در کار که وقتهایش غالباً توی مزرعه می گذشت. پرحوصله بچه های مراد، دو پسر از زن اولش به نام های جواد و منصور که اولی همشیر و همسال خودش بود و دومی یک سال کوچکتر و همچنین خود مرد که می رفت تا زودتر از سنش پیر شود، همدستان دائمی وی بودند شادابی و صفای معصومانه کودکی
جای خود را در چهره آفتاب خورده او به ملالی دائمی سپرده بود که مانند خزه های روی یک سنگ از خط های پیشانی اش سر بر می کشید و خصلت جدی و پرمایه اش را آشکار می کرد اگر آن شهرت شوم و ناروا را در پی اسم خود نداشت توی آبادی یا بیرون آن هرجا قدم می گذاشت و با هرکس رو به رو می شد با همان صفای روستائی دست پیش می آوردند و دستش را که کار کرده و زمخت بود محکم می فشردند ولی
گویا روزگار برای او نخواسته بود که هوای سالم روستا را به خوشی در سینه فرو دهد و خورشید درخشان را یک لحظه بدون ابرهای باران را ببیند. یک روز سرد زمستانی که برای کاری قصد شهر داشت، بین راه به قهوه خانه وارد شد تا اندکی بیاساید و در کنار منقل آتش نیرو بگیرد. از سکوتی که ناگهان توى جمع مشتری ها و قهوه چی پیدا شد پی برد که راجع به او حرف می زدند. فرزند خوانده فرزند نمی شود…