دانلود رمان سیندخت pdf از علی محمد افغانی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
ماجرای زندگی مهندس یک کارخانه درجنوب است که عاشق زنی بنام سیندخت می شود و در این راه اتفاقات بیشماری پشت سر می گذراند. این رمان فرجامی تراژدیک دارد…
آقای مهندس با آنکه از من خواسته اید شما را با نام اصلی تان همینطور ساده آقای فرزاد صدا بزنم، من که در کارخانه کارگر یا کارمندی بیش نیستم پایم را از گلیم خود فراتر نمی گذارم اجازه می خواهم فقط در این یک مورد از دستور شما سرپیچی نمایم و مانند سایر کارگران و کارکنان شما را آقای مهندس خطاب بکنم آیا این فکر عاقلانه نیست که اگر روزی مثلا همین فرد؛ صبح یا وقتی دیگر من به خاطر یک قصور یا
اهمال خارج از قوه پیش بینی علت دیگر از نظر شما بیفتم باز پس گرفتن عواطف برایم دردناک خواهد بود، باری آقای مهندس قبل از آنکه به اصل موضوع بپردازم از شما سپاس گزارم که وقت گرانبهای خود را صرف کردید و عصر پنجشنبه مرا با خواهر و برادر کوچکم به گردش بردید بنفشه و بابک یقین بدانید تا عمر دارند این خاطره بزرگ را از یاد نخواهند برد اما خود من راستش را بگویم با آنکه زاده و پرورده این
شهرم، پس از نوزده یا بیست سال اولین بار بود که کارون را سیاحت میکردم آن همر با قایق فکرش را بکنید آن بیشه های سرسبز و آرام که فاصله به فاصله سر از میان آب بیرون نموده بودند آن پرندگان که سرخوش و سبکبال که سینه آبها را جولانگاه خود کرده بودند آن صفیر ملایم و دلنشینی که از حرکت نسیم بر روی موجها ی خاست و بازی آرشه را بر روی سیم های ویولن به یاد می آورد و سرانجام آن محیط صفا بخشی که…