دانلود رمان بافته های رنج pdf از علی محمد افغانی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
رضوان راوی و قهرمان رمان، مردی است پنجاه ساله که با همسرش یاسمن و فرزند دو سالهاش سهراب در تیرون از توابع اصفهان در خانه نیمه کارهای که به دست خود بنا کرده در همسایگی برادرش جعفر زندگی میکند. یاسمن قالی باف ماهری است که از کودکی به این حرفه اشتغال داشته و اکنون نیز از راه قالی بافی و فروش آن به آقای «ف» در تأمین هزینه های زندگی به شوهرش کمک میکند…
دو سال پیش که من و زنم برای اولین بار با هم آشنا شدیم هنوز مادرم زنده بود و با من زندگی می کرد. تصویری که زنم از شوهرش در ذهن دارد این است که من همیشه پسری بوده ام مادر دوست به طوری که قصد نداشته ام تا او زنده است عروسی بکنم. خوب، این موضوع حقیقت داشت که من به علت یا علت هایی که توضیحش امری دشوار است، نمی خواستم از کنار مادرم دور بشوم. رنج بیکاری های مداوم یا
تن دادن به شغل های پر زحمت و کم درآمد را به خودم هموار می کردم و حاضر نبودم مثل خیلی های دیگر، مثل برادرم جعفر، با رفتن به شهرهای دور دست مادرم را که جز من سر پرستی نداشت در آتش فراق بسوزانم اهل آبادی و دوستان به شوخی لغز بارم میکردند و می گفتند: رضوان با مادرش عروسی کرده است. آخر، این عجیب بود که مرد سالم و سرزنده ای منش به چهل یا چهل و پنج رسیده باشد و هنوز
ازدواج نکرده باشد. چنین مردی اگر پولدار باشد و مسافرت زیاد بکند یا با کارهائی سرگرم باشد که فکر و روحش را اشغال کرده مردم دلیل هایی برای خود می تراشند که روی هم رفته عزب ماندن او را بازگو می کند. ولی در یک آبادی سوت و کور آن توی یک کلبه خراب و اندوه زده مردی ده سال بیست سال بیست و پنج سال با مادرش زندگی کند و نام زن به زبان نیاورد چه دلیل و توضیحی دارد و چه نامی روی میتواند بگذارد؟