دانلود رمان به نجابت مهتاب pdf از Moon_shine و فاطیما_۸ برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
در مورد دختری سخت کوش و مغرور که میخواد مستقل باشه و همچنین بار مادر و خواهرش به دوش اونه اما اطرافیان و قضاوت های نادرستشون اذیتش میکنه… از این طرف پسری بخاطر شرط بندی وارد زندگیش میشه که…
“تارکان” چند قدم از مادر نمونه فاصله گرفتم و به فاصلهی یه نیمکت از مجسمه نشستم. جالب این جا بود که مادر نمونهی آلما هم به فاصله ی سه چهار قدم از من دنبال یه نفر می گشت عصبانی از دستش با پا ضربه میزدم و منتظر آسانا بودم نگاهم دوباره بهش افتاد. هه زنیکه عوضی واقعا مادر بودن واسه اینا زیادیه لیاقت اسم مادر رو نداره معلوم نیست کدوم اسکلی شوهر اینه دیگه از بیکاری رفتم تو نخش یه
جورایی گیج می زد. قشنگ تابلو بود که دنبال یه نفر میگرده ولی انگار نمیدونست دنبال کیه؟ آخه تو صورت هر پسر جوونی که رد میشد نگاه می کرد؛ البته منظور دار نبود. نگاهش معلوم بود دنبال یه آشنا میگرده یه نگاه به ساعت موبایلم انداختم ای بابا دوباره این آسانای ورپریده ما رو کاشت. شماره اش رو گرفتم و منتظر شدم همین که تماس برقرار شد و بوق تلفن پیچید، همون صدای مسخره دماغ
کشیدن و عطسه که زنگ خاص آسانا بود از بیخ گوشم پخش شد. یه بوق مثل علامت سوال سر چرخوندم که دیدم صدا از تو کیف مادر نمونهس مرسی این همه تفاهم من زنگ بزنم و طرف گوشیش زنگ بخوره و جالب تر از همه رینگتونش مثل رینگتون آسانا باشه. دو بوق.. هنوزم صدا ادامه داشت بوق سوم، مامان آلما هول هولکی گوشیش رو کشید بیرون که… این که گوشی آساناست؟ حاضر بودم دین و ایمونم رو بدم که…