دانلود رمان قلدر (جلد اول) pdf از پنلوپه داگلاس برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
اسمم تیته. ولی اون منو با اسمم صدا نمیکنه. اون هیچوقت انقدر غیررسمی صدام نمی کنه، تازه اگه کلا بهم اشاره کنه. نه اون به ندرت باهام صحبت می کنه. ولی باز هم دست از سرم بر نمیداره. زمانی با همدیگه دوست صمیمی بودیم. ولی بعد اون بهم پشت کرد و تصمیم گرفت زندگیم رو خراب کنه. اون کاری کرد تحقیربشم و همه دبیرستان پشتم حرف بزنند. هرچقدر زمان میگذشت شوخیها و شایعه هاش سادیسمی تر می شدند و من سعی می کردم از سر راهش کنار برم…
به حیاط رفتم و توی استخر نگاه کردم. هوا واسه شنا عالی بود و آدما تو آب شنا می کردن پس دور استخر پرسه زدم و دنبال برق نقره ای کلیدام بین تن و بدن آدمایی که تو آب بودن گشتم. جرد با حالت راحتی روی به میز با یه بلوند روی پاهاش نشسته بود ناامیدی تو دلم گره خورده بود، اما سعی کردم که تحت تاثیر قرار نگیرم می دونستم که کوچکترین ناراحتیم باعث لذتش میشه. دنبال برق نقره ای کلیدام توی
آب گشتم و وقتی چیزی پیدا نشد برای کمک به بعضی از اون شناگرا نگاه کردم پرسیدم: “هی میشه لطفا کلیدای منو از اون پایین بیاری بیرون؟” پسر به جرد نگاه کرد که آروم نشسته بود و به صحنه نگاه می کرد و مثل یه بزدل از من دور شد. عالیه هیچ تخته شنایی و هیچ کمکی نیست. جرد میخواست منو خیس ببینه. مدوک از روی میز جرد فریاد زد: بیخیال تیت، برو پایین و کلیداتو بیار بیرون” لیام دوس پسر کی سی اومد پیشمون و همونطور که همیشه پشتم میموند بهم چسبید:
_خفه شو مدوک تو انداختیشون اون پایین، چرا نمیری درشون بیاری؟ دمپایی لا انگشتیا مو در آوردم و به سمت لبه استخر رفتم. لیام جلو اومد و گفت: “تیت، صبر کن من اینکار و میکنم” سرمو تکون دادم و یه لبخند تشکرآمیز بهش زدم و گفتم: نه، به هر حال ممنونم. یه سال تموم، به خودم یادآوری کردم و به خودم قول دادم من قراره یه سال تموم از جرد دور بمونم. با دستام شیرجه زدم و آب پوست حساسمو خنک کرد…