دانلود رمان ردهای ماندگار pdf از Moon_shine برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
ماندگار دختریه که روی صورت و دست هاش پر ردّ چاقواِ… هر کسی که میبینتش یا چهره اش درهم میره یا با اِشمئزاز بهش نگاه میکنه. این ردها حک شدن روی پیشونی و گونه اش، روی بندبند انگشت هاش و هیچکس نمیفهمه ماندگار چه دردی میکشه و چقدر منتظر اون روزیه که خدا حقشرو بهش برگردونه. ماندگار داستان من قربانی یه کینه بی دلیل شده.. فرهاد بدلیل مرگ برادر ناکامش شایان بدنبال انتقام از نامزد شایان برمیاد و تو این بین یه اشتباه بزرگ مرتکب میشه…
دو هفته طول کشید تا بتونم به خودم بیام واز اطرافم باخبر بشم اونوقت بود که تازه فهمیدم گم شدن من تو اون شش روز نفرین شده چه بلاهایی به سرم اورده… تمام صورت و دست ها و پاهام باند پیچی شده بود… عفونت تمام بدنم رو گرفته بود و یک هفته تو تب و لرز گذرونده بودم… و حسن ختام تمام این بلاها… گم شدن فرهاد بود… هیچ اثری از شخصی به نام فرهاد که من رو دزدیده بود وجود نداشت…
فرهاد و شایان و نفرتش ناپدید شد و همراه خودش همه چیز من رو با خودش ربود… پویا و زندگی مشترکمو… ارزوهای خوش و دور و درازمو… سلامتی و زیباییمو… زندگی من و مادرم در یک کلام به کل کن فیکون شد و دیگه هیچ چیز سر جاش نبود… فرهاد گم شد… پویا رفت و پشت سرش رو نگاه نکرد و تو عرض شش ماه خبر ازدواجش به گوشم رسید... مادرم هم به اندازه ی صد سال پیرتر شد و اخر سر
من موندم و یه عالم خط روی دست وساق دستم… روی مچ پام و بدتر از همه روی پیشونی وگونه و گردنم… فرهاد به واقع به من وحریمم تجاوز نکرد… هیچ بلای خاصی هم به سرم نیاورد.. ولی کاری کرد که جزمرگ چیزی از خدا نخوام.. فرهاد از زندگی من رفت و من موندم و این خط ها واین رد های دردناک چاقو که… اگرچه بعد از هفت سال دیگه درد جسمی نداشت ولی درد معنویش تمام روزهام رو سیاه کرده بود…