دانلود رمان سهم دیگری pdf از اریک امانوئل اشمیت برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
بر این کره خاکی با این همه بدیها که صورت میگیرد هیچ کس بدی را ترویج نمیکند. هیچ کس عامدانه پلید نیست. حتی بزرگترین پیمان شکنان، شریرترین جانیان و یا خونریزترین دیکتاتورها هر یک به گمان خود و به هر رو و با توجه به معیارشان برای خوبی کار خوبی انجام میدهد.
در خیابانهای وین پرسه میزد بی اشتیاق به نوک کفشهایش خیره شده بود. هیچ چیز نمی دید هیچ نمی شنید و به ندرت چیزی می خورد همین که احساس ضعف می کرد چند بلوط داغ از کنار خیابان میخرید و با اشتها به نیش میکشید. گاهی هم با یک نوشیدنی گلویی تر می کرد در انتهای شب به خانه ی خانم زاکریس برگشت. با این که در را با احتیاط تمام گشوده و راهرو را با جوراب طی کرده بود، زنک سر رسید و
یقه اش را گرفت و برای اجاره ی عقب افتاده سرزنش اش کرد در حالی که عقب عقب به سمت اتاقش می رفت با قدری قول و قرار و صدایی بی رمق آرامش کرد. ولی خانم زاکریس دیگر قول هایش را باور نداشت و تهدید کرد که از پسرعمو های گردن کلفتش که در بازار مواد غذایی کار می کنند، خواهد خواست که بیایند و حالش را جا بیاورند، آن موقع منظور او را خواهد فهمید. البته می توانست نامه ملتمسانهای
برای خاله اش جوانا بنویسد و برای خروج از این وضعیت از او تقاضای کمک کند ولی این او را از بن بستی که در آن گرفتار بود در نمی آورد. حتا اگر یک دو سه و یا حتا شش ماه را هم پرداخت می کرد، بعد چی؟ دردناک ترین بخش این بود که حتا نمی دانست در مورد خودش چه گونه فکر کند. تا حالا هرگز به خودش شک نکرده بود مخالفت ها مشاجرات لفظی، زیاد دیده بود. فحش خورده و طعنه های تلخ شنیده بود ولی…