دانلود رمان کنسرتویی به یاد یک فرشته pdf از اریک امانوئل اشمیت برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
خشونت مانع پیشرفت می شود و از طرفی زندگی بدون خشونت هم وجود نداره و فقط باید اون را مهار کرد. زندگی مان این گونه است، نوع نگاهمان آن را وحشتناک یا فوق العاده می کند و وقایع مشابه را می توان به صورت موفقیت ها یا مصیبت ها تعبیر کرد.
چندان طولی نکشید که گابریل توانست نظر ساکنان روستا را به خود جلب کند. کم کم میان مردم روستا آمد. در کافه ها و کلیسا رسم الخط و اصول دین درس میداد شروع خویش هم خوشایند بود و هم متقاعد کننده مؤمن های زیادی از بخش های مختلف در مراسم دعایش شرکت می کردند. سنسورلن از این که چنین کشیشی داشت، خوشحال بود. حتی به نظر بی دین ها هم، او معرکه بود. ماری به این شایعات بیشمار مانند
مادری گوش می داد که مرتباً پسرش را تحسین می کردند، آه بالاخره باید زمان بگذره تا اونا چیزی رو که من فوراً فهمیدم درک کننده. بی آن که خودش متوجه شود رفتارش در برخورد با کشیش عوض میشد. مطمئناً عادتهای همیشگی اش تغییری نکرده بود، بلکه هیجانات عجیبی به آنها اضافه شده بود. ساعت هفت که از تخت بلند میشد فکر می کرد که گابریل هم همزمان با او بیدار می شود تصور می کرد او هم
برای قرارهایش آماده می شود. زمانی که نفس نفس زنان از آستانه ی کلیا می گذشت انگار هم وارد خانه ی خدا میشد و هم وارد خانه ی گابریل در دوره ی کشیش قبلی، بویی که کلیسای سنسورلن می داد مانند بوی یک مغازه ی قصابی ای بود که از آن بوی جدی در حال پوسیدگی به مشام می رسید؛ ولی از وقتی که گابریل آمده بود همه جا بوی سوسن کندر و موم عسل می داد پنجره ها تمیز بودند سنگ فرش ها سابیده شده و….