دانلود رمان راز ماه pdf از ریحانه نیاکام برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
دختری دورگه ایرانی_آمریکایی به اسم مهتا که در یک رستوران در آمریکا گارسونه. زندگی عادی و روزمره خودشو میگذرونه. تا اینکه سر و کله ی یه مرد زخمی تو رستوران پیدا میشه و مهتا بهش کمک میکنه. ورود این مرد به زندگی مهتا و اتفاقای عجیب غریبی که برای این مرد اتفاق میفته زندگی معمولی مهتا رو به جایی میکشونه که بفهمه واقعا کیه و…
جلوی در پارک کردم و از ماشین پیاده شدم. در عقب را باز نمودم و بالاتنه ام را داخل بردم. _خوبی؟ دستانش را از صندلی ها گرفت و نیم خیز شد: بریم زودتر… کمک کردم و از ماشین پیاده شد اطراف را نگریست و با تعجب لب باز کرد. _پس کو مسافرخونه؟ قدم اول را برداشتم و چون او هم دستش روی شانه ی من بود مجبور شد گام بردارد. _کدوم
مسافر خونه ای تو رو قبول میکنه به نظرت؟! _پس… اینجا کجاست؟ _هوووو اینجا ایستگاه آخره مرد جوان از شانس بدت من یه قاتل سریالی ام که عاشق تیکه تیکه کردن مردهای عضلانی ام. _هه هه هه ….خیلی بامزه بود! اینجا خونه ی خودمه، میمونی تا بهتر بشی بعد پول منو میدی و میزنی به چاک اوکی؟ _اوکی. از چند متر زمین سبز پیاده رو گذر کردیم چهار پله ی جلوی در را بالا رفتیم و جلوی در ایستادیم.
_تنها زندگی میکنی؟ با کلید در را گشودم و چپ چپ نگاهش کردم. _آره ولی وای به حالت دست از پا خطا کنی یادت نره من دان هفت دارم و تو هم قطعا دلت نمیخواد بقیه دنده هات هم بشکنه! لبخندش حالت تمسخر داشت، سر تکان داد و گفت: اوکی جکی چان میشه بریم تو؟ نمیتونم بایستم بیشتر از این. داخل خانه بردمش و کمک کردم به اتاق مهمان برود. روی تخت دراز کشید و گفت: هی …ممنونم. در آستانه ی در ایستادم…