دانلود رمان کودک سارا pdf از لیندا هووارد برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
سارا دختری تنهاست که از قرار سال هاست مخفیانه عاشق شوهر بهترین دوستش دیان است.تلاش برای حفظ دوستیش با دیان و سعی در پنهان ساختن و سرکوب کردن این عشق نافرجام او را منزوی و گوشه گیر کرده است. او قادر نیست با هیچ مردی رابطه برقرار کند زیرا قلبش تمام و کمال در بند دیگری است. اکنون دو سال است که دیان و دو پسرش در سانحه ی تصادف جانشان را از دست داده اند و در طی این دو سال سارا با احساس گناه به تنهایی خود پناه برده است.
خوب بود که روز بعد شنبه بود.زیرا بعد از یک شب وحشتناک که سارا با گریه و نگاه کردن به سقف گذرانده بود صبح را تا دیر وقت خوابید و وقتی بیدار شد هنوز احساس خستگی می کرد. پلک چشمانش سنگین و حرکاتش ارام بود. سعی کرد تا کارهای روتینش را انجام دهد و بالاخره خودش را روی مبل انداخت. خسته تر و بی علاقه تر از ان بود که کار دیگری انجام دهد. باید برای خرید منزل به سوپر می رفت اما
حوصله ی بگو مگو نداشت. در ذهنش محتویات کابینت را مرور کرد و متوجه شد که برای چند روز میتواند بدون خرید تحمل کند. زنگ در صدا کرد و بدون فکر در را باز کرد. به محض باز کردن در با چهره ی رم روبرو شد. احساس ناامیدی شانه هایش را سنگین کرد. چرا او تا دوشنبه صبر نکرده بود؟ تا ان وقت او هم حالش بهتر شده بود و در چنین وضعیت نامساعدی نبود. حتی لباس مناسبی نیز به تن نداشت.
موهای بلندش بر پشتش اویزان بود یک جین کهنه ی رنگ و رو رفته و یک پیراهن بدون دکمه ی گشاد بر تن داشت و احتمالا معلوم بود که لباس خوبی نپوشیده بود. چشمان رم شروع به اسکن او کرد. از پاهایش که در جوراب ابی رنگی پوشیده شده بود تا صورت بدون آرایشش و در تمام این مدت سارا با خودش جنگید. رم با صدایی که سنگین تر از همیشه بود دستور داد: منو دعوت کن داخل. سارا خوشامد گویی نکرد…