دانلود رمان پرندگان می روند در پرو می میرند pdf از رومن گاری برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
هر یک از این داستانها مستقل هستند و راوی و درونمایه و ماجراهای مستقل دارند. اما همهی آنها مشترکات بسیاری دارند. درونمایۀ تمامی این داستانها مفاهیمی بزرگ و انسانی چون فناناپذیری روح، وجود خدا، انسانیت، آزادی است. شخصیتهای داستان در راه انسانیت و آزادی مبارزه میکنند؛ گاهی مانند “ژاک رینه” در میدان های نبرد و گاهی مانند “کارل لو” با سرپا نگه داشتن امید و سرپا نگه داشتن کارخانه اش. یا مانند “آلبر مزیگ”با قدم گذاشتن در کشف دنیا…
در سال ۱۹۳۲، من و شریکم راکوسن به مسکو سفر کردیم. در بازار معاملات ارز نیویورک ضرر هنگفتی به ما خورده بود – حاصل یک عمر زحمت و مرارت در در عرض بیست و چهار ساعت به باد فنا رفت ـ و پزشکان به ما توصیه کردند که بکلی تغییر آب و هوا بدهیم و چند ماهی دور از وال استریت و تب و تاب آن زندگی ساده و آرامی را بگذرانیم پس تصمیم گرفتیم که به شوروی برویم. یک نکته اساسی را باید در
اینجا خاطر نشان کنم ما این تصمیم را با شوق و ذوقی خالصانه و با علاقه ای صمیمانه به پیشرفتها و دستاوردهای شوروی گرفته بودیم و این را فقط صرافان ورشکسته در بازار اسعار نیویورک می توانند به درستی درک کنند به معنای حقیقی و مجازی، ما محتاج ارزشهای تازه ای بودیم… ماه ژانویه بود و مسکو جامه برفی خود را در برداشت. از موزه «انقلاب» دیدن کرده بودیم و از آنجا که بیرون آمدیم تصمیم
گرفتیم که سوار سورتمه بشویم و مستقیماً به هتل متروپول که قرارگاهمان بود برویم مسافرت ما در شوروی تحت توجهات سازمان جلب سیاحان انجام می گرفت و پانزده روز بود که مأمور راهنما با کمال قساوت قلب ما را از این موزه به آن موزه و از این تماشاخانه به آن تماشاخانه می برد. راکوسن از پلکان که پائین می آمد گفت: ما همۀ این ها را مدت هاست که در آمریکا داریم. هر بار که راهنما ما را به دیدن محلی میبرد…