دانلود رمان زندگی در پیش رو pdf از رومن گاری برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
پسر بچهای را روایت میکند که در دنیای غمگین و سیاهش به دنبال کشف زندگی و پیدا کردن مفهوم آن است . مومو (محمد) نوجوان فرانسوی – عربی هست که داستان را از زمان سه سالگیاش بیان میکند. او یکی از کودکانی است که خانم رزا در طبقه ششم یک ساختمان بدون آسانسور نگهداری میکند. کودکانی از مادران روسپی که به خانم رزا سپرده شدهاند. درباره محلههای شلوغ و مهاجرنشین پایین شهر.
باری؛ وقتی بعد از ملاقاتی که با دکتر کاتز کردیم با رزا خانم برگشتیم خانه، افتخار زیارت آقای ندا آمده را پیدا کردیم. او خوش لباس ترین آدمی است که می توانید تصور کنید. او بزرگترین جاکیش و پااندازی است که سیاهان پاریس به خود دیده اند. آمده بود پهلوی رزا خانم تا او برایش نامه ای به خانواده اش بنویسد. به هیچکس نگفته که نوشتن بلد نیست. کت و شلواری از ابریشم صورتی داشت که میشد بهش دست زد،
با کلاه و پیـراهن صورتی، کراواتش هم صورتی بود و این لباس بیشتر قابل توجهش می کرد. اهل نیجریه بود که یکی از کشورهای متعدد آفریقاست مرد خودساخته ای بود و همیشه هم با آن کت و شلوار و انگشترهای الماس نشانی کـه بـه انگشتانش بود، تکرار میکرد من خودم خودم را ساختم به هر انگشتش یک انگشتر داشت و وقتی مرده اش را در سن پیدا کردند، مجبور شدند انگشتانش را ببرند تا بتوانند
انگشترها را به چنگ بیاورند، آخر موضوع تصفیه حساب بود این را الآن برایتان گفتم که بعداً ناراحت نشوید. وقتی زنده بود، صاحب مرغوب ترین تکه پیاده روی پیگال بود. ناخن هایش را پیش مانیکوریست درست می کرد. ناخن ها هم صورتی بودند. یادم رفت بگویم کــه یک جلیقه هم داشت، مدام خیلی آرام با نوک انگشتانش به سبیلش ور میرفت مثل این که میخواست با آن مهربان باشد همیشه هم…