دانلود رمان دختری که رهایش کردی pdf از جوجو مویز برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
رمان دختری که رهایش کردی داستانی درباره دو زن با ویژگیهای مشابه است که یکی از آن ها به نام سوفی در زمان اشغال فرانسه مجبور است تا از خانوادهاش در نبود شوهر در مقابل نازیها محافظت نماید و دیگری به نام لیو که در لندن زندگی میکند. شوهر لیو قبل از فوت به وی یک تابلو نقاشی هدیه میدهد که نمایی از یک زن است و مربوط به یک قرن قبل و در جریان جنگ از فرانسه به انگلستان منتقل شده است. این دو داستان با این تابلو در هم می آمیزد…
امروز آن ها سوفی لفور را بردند صحنه ای مثل آن هیچ وقت ندیده اید. داشت داخل انبارهای لو کک روژ به کارهایش می رسید که دو آلمانی از میدان گذشتند و او را از پله ها بالا کشیدند و از خانه بیرون انداختند، انگارکه گناهی کرده باشد. خواهرش گریه کرد، التماس کرد مثل بچه یتیم لیلیان بتیون، جمعیتی جمع شدند و اعتراض کردند ولی آن ها را مثل یک دسته مگس کنار زدند در میان هیاهو، دو آدم سالخورده را
واقعا بر زمین انداختند قسم می خورم مون دیو 263، اگر قرار باشد در زندگی آینده مان نتایج کارهایمان را عادلانه ببینیم حتماً آلمان ها باید بهای زیادی بپردازند. دختر را در یک کامیون حمل دام بردند. شهردار سعی کرد جلویشان را بگیرد، ولی او قدرتی ندارد و این روزها، با مرگ دخترش ضعیف تر شده و خیلی دلش می خواهد با سربازان آلمانی کنار بیاید نتوانستند او را جدی بگیرند وقتی ماشین سرانجام از نظرها
پنهان شد او هم وارد مغازه لو کک روژ شد و با آب و تاب زیاد اعلام کرد که به شدیدترین وجه ممکن مسأله را دنبال خواهد کرد هیچ کداممان به حرفهایش گوش ندادیم.خواهر بیچاره اش ایلن سر روی پیشخوان گذاشته بود و گریه می کرد برادرش اورلین مثل سگی که داغش کرده باشند، فرار کرد و بچه ای که سوفی لایق نگهداری از او شناخته شده بود ـ بچه لیلیان بتیون – در گوشه ای مثل یک روح رنگ پریده ایستاده بود…