دانلود رمان فقط و فقط دردونه من (جلد سوم) pdf از سوزان الیزابت فیلیپس برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
جین دارلینگتون از بچگیش به خاطر هوش سرشارش اذیت میشد، همیشه تنها بود و هیچ دوستی نداشت. حالا تبدیل به یه نابغهی فیزیک سی و چند ساله شده که به تازگی دوست پسرش بهخاطر یه منشی بیست ساله ولش کرده. الان دلش یه بچه میخواد، یه بچه بدون پدر، یه بچه فقط و فقط مال خودش. ولی از اونجایی که نمیخواد بچش هم مثل خودش کودکی سختی داشته باشه، دنبال یه مرد احمق میگرده تا ازش باردار بشه و عقل ناقصش رو برای بچه به ارث بذاره…
کال همینطور که زیر دوش وایساده بود، متوجه شد که به جای فکر کردن به تمرین سختی که همین چند لحظه پیش از سر گذرونده بود، یا شونه ی دردناک، مچ پای ورم کرده، و این حقیقت که به سرعت قبل خوب نمی شد، داره به رزباد فکر می کنه. از شب تولدش یعنی دو هفته پیش تا الان، بار اول نبود که به رزباد فکر می کرد، ولی هر چی با خودش فکر می کرد نمی فهمید چرا این قدر این دختر میاد توی ذهنش،
یا چرا این قدر سریع حس کرد نسبت به اون جذب شده. فقط می دونست که از همون لحظه ی اول که با اون روبان صورتی بزرگ دور گردنش وارد اتاق نشیمن شده بود، باعث شده بود کال اون رو بخواد. این جذابیت گیجش می کرد، چون رزباد مثل همه ی کسایی که ازشون خوشش میومد نبود. با اینکه بخاطر موهای بلوند و چشم های سبز روشنش دختر جذابی محسوب میشد، در حد دخترهای زیبای دیگه ای
که تا حالا با کال رابطه داشتن، نبود. نمی تونست این حقیقت رو منکر شه که پوست واقعا خوبی داشت، یه جورایی مثل بستنی وانیلی فرانسوی بود، اما قدش زیادی بلند بود و بیش از حد هم پیر بود. سرش رو خم کرد و گذاشت آب دوش بدنش رو بپوشونه. شاید به خاطر همین تضادها بهش جذب شده بود: هوش سرشاری که توی اون چشم های سبز، سعی می کرد برای داستان دروغی که به کال گفته بود دلیل بیاره…