دانلود رمان حریم pdf از ویلیام فاکنر برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
گودوین به همراه همکارانش در خانه ای در میان جنگل نوشیدنی می سازند و آن را به اهالی به صورت قاچاق می فروشند. بن بو وکیلی است که با همسرش به هم زده و طی راه خود به خانه سابق والدینش یک روز مهمان گودوین می شود. از سوی دیگر تمپل نیز دختر جوان و محصلی است که روزی با پسری قرار ملاقات دارد و پسر از او می خواهد سر راه به خانه گودوین بروند و مقداری نوشیدنی بخرند اما…
بعد از ظهر روز بعد بن بو در خانه خواهرش بود. خانه بیرون شهر در چهار مایلی جفرسون واقع بود و به والدین شوهرش تعلق داشت. خواهرش بیوه بود و پسری ده ساله داشت و در آن خانه بزرگ با پسر و عمه پدر شوهرش زندگی می کرد پیر زن نود ساله ای که روی صندلی چرخدار زنده بود و میس جنی صدایش می کردند. پیرزن و بن بو کنار پنجره بودند و به خواهرش و مرد جوانی که همراهش در باغ قدم میزد نگاه
می کردند خواهر بن بو ده سال پیش بیوه شده بود. بن بو پرسید: «چرا دوباره ازدواج نکرده؟» میس جنی گفت: «من هم همین را می گویم، زن جوان به مرد احتیاج دارد.» بن بو گفت: ولی نه به این مرد به آن دو نگاه کرد. مرد شلوار فلانل و نیم تنه ای آبی پوشیده بود؛ جوان چهار شانه و فربهی بود با حالتی از خود راضی و به صورتی مبهم بچه مدرسه ای، «انگار خواهرم از بچه ها خوشش می آید. شاید چونکه حالا
خودش هم بچه ای دارد. این پسره کی هست؟ همان پسره پارسالی؟ میس جنی گفت:گوان استیونس گوان را باید یادت باشد. بن بو گفت: «بله حالا یادم آمد. اکتبر پارسال بود. آن روز سر راهش به خانه از جفرسون گذشته و شب را در خانه خواهرش گذرانده بود. از همین پنجره او و میس جنی همین دو تن را ضمن گردش در باغ تماشا کرده بودند وقتی بود که گلهای دیررس و روشن ماه اکتبر با آن بوی آمیخته به خاک باز شده بودند…