دانلود رمان روشنایی ماه اوت pdf از ویلیام فاکنر برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
جو کریسمس در رمان به عنوان یک شخصیتی معرفی می شود که به دنبال پی بردن به حقیقت وجودی خود میباشد. همانند تمامی انسان های دیگر، به دنبال کسب دانش خود شناسی بود و مانند گمشدهای ارزشمند آن را جستجو میکرد و فاکنر این سفر برای یافتن خویش را به خوبی به تصویر کشیده است.روشهای مناسب ونامناسب جستجوی خویشتن را ارائه نموده، در بخشی کریسمس از مشکلات خود فرار می کند و به دلیل کمبودهایش با دیگران خشونت میکند…
شب از نیمه گذشته بود گرچه کریسمس دو ساعت بود که به رختخواب رفته بود، ولی هنوز خوابش نبرده بود. صدای آمدن براون را قبل از دیدنش شنیده بود. صدای نزدیک شدن بر اون را به در شنیده بود و سپس صدای بر خورد به آن را که از پهلو به آن تکیه داده بود براون به سختی نفس می کشید. براون، همان طور که بین دست های حایل کرده اش ایستاده بود، با صدایی شیرین وزیر توی دماغی شروع به
خواندن آواز کرد دنباله صدای کشیده اش به نظر می رسید بوی نوشیدنی می دهد. کریسمس گفت، «تمومش کن.» از جای نجنبید لحظه ای چند توی در ایستاد تکیه زنان خود را راست نگه داشت. بعد در را رها کرد و کریسمس صدای تلو تلو خوردن و آمدنش توی اتاق را شنید؛ یک لحظه بعد به چیزی برخورد کرد مکثی توام با نفس کشیدنی سخت و پر تلاش حکم فرما شد. بعد براون با شدتی فوق العاده و رعد
گونه به در خورد، و به تختی که کریسمس رویش خوابیده بود و اتاق را با خنده یی پر سروصدا و ابلهانه پر کرد. کریسمس از روی تختش باشد بر اون زیر پایش روی کف اتاق افتاده بود، می خندید بی آنکه تلاش کند برخیزد. کریسمس گفت، «تمومش کن.» بر اون هنوز می خندید کریسمس به کنار براون آمد و دستش را به طرف جعبه چوبی که به جای میزشان بود و چراغ و کبریتشان را روی آن می نهادند، دراز کرد…