دانلود رمان جزیره ای در توفان pdf از رومن رولان برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
یکی از دو داستانی است که رومن رولان در دوران جنگ جهانی اول برشته تحریر درآورده است و یک حادثه واقعی یعنی انهدام کلیسای سن ژروه پاریس توسط بمب افکن های آلمان در غروب روز بیست و نهم مارس ۱۹۱۸ که ۷۵ کشته و تعداد زیادی زخمی بجای گذاشت، الهام بخش این داستان غم انگیز بوده است. در پرتو این داستان کوتاه می توان وضع فرانسه را در چهارمین سال جنگ اجمالا مشاهده نمود. سالی آکنده از یاس و نفرت و سرخوردگی و فقر و ترس و تهدید…
فردا!… آیندگان به دشواری قادر خواهند بود تا آنچه را که این کلمه – در چهارمین سال جنگ – از نومیدی خاموش و اندوه بی پایان در ذهن ما تداعی می نمود، مجسم کنند… چه خستگی و انزجاری چند بار امیدها بر باد رفته بودند، صدها فردا شبیه دیروز و امروز، از پی هم می آمدند همه به یکسان محکوم به نیستی و انتظار انتظار عدم زمان دیگر ارزشی نداشت. سال به یک ستیکس شباهت داشت که زندگی را در
حلقه آب های سیاه و لجن آلود خویش که تموجی تیره داشته و راکد بنظر می رسند می فشارد فردا؟ فردا مرده است. در قلب آن دو کودک، فردا احیاء گشته بود. فردا بار دیگر آن دو را نشسته در کنار آن آب نما باز یافت و نیز فرداهایی که بدنبال آن آمدند. هوای خوش نیز این ملاقاتهای بسیار کوتاه را که هر روز اندکی طولانی تر می شدند، تسهیل می نمود. هر کدام عصرانه خود را همراه می آوردند تا لذت مبادله آن را با هم داشته باشند.
حالا دیگر پییر مقابل درب موزه منتظر میشد. یکروز خواست نقاشی هایش را ببیند. لوس با اینکه به آن ها نمی بالید از نشان دادنشان امتناعی نکرد. کارهایش عبارت بودند از بازآفرینی تابلوهای مشهور یا قطعاتی از آنها یک گروه، یک صورت و یا یک بالاتنه، در ابعاد کوچک در نگاه اول چندان بد بنظر نمی رسیدند ولی بینهایت عجولانه کشیده شده بودند بعضی جاها رنگ آمیزی های نسبتا مناسب و زیبایی بچشم میخورد…