دانلود رمان کولا برونیون pdf از رومن رولان برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
نویسنده مشهور رولان ماههای آوریل و سپتامبر ۱۹۱۳ را در سویس میگذراند و در آنجا با فراغ بال و آسایش خاطری که از تکمیل اثر بزرگ خود ژان کریستف پیداکرده است بهنوشتن رمانی سرگرم میشود که منعکسکنندهٔ کیفیات روحی و خصوصات اخلاقی و اجتماعی مردم بورگونی است. این رمان همان، کولا برونیون است…
سردابه ام بزودی خالی خواهد شد. سربازانی که آقای نوورا، دوک ما برای دفاع از ما فرستاده بود آخرین چلیک هایم را هم سوراخ سوراخ کرده اند. وقت را از دست ندهیم برویم و با آنها لبی تر کنیم! چه غم از خانه خراب شدن به شرطی که شادمانه باشد. این نخستین بار نیست و اگر مقدر باشد، آخرین بار نیز نخواهد بود. چه مردمان خوبی! وقتی گفتم که نوشیدنی به پایان می رسد از من غمگین تر شدند…
از زبان همسایه ها شنیده ام که در نظرشان فاجعه ای رخ داده است. دیگر طاقتم نیست، دلم چرکین است؛ من بارها در زندگی به تماشاخانه رفته ام دیگر دلقکان را به جد نمی گیرم. از وقتی که به دنیا آمده ام خدا می داند از این نقاب ها چه فراوان دیده ام، سویسی ها، آلمانی ها، گاسکونها لورنها دواب جنگی، زین و برگ به پشت و سلاح ،در مشت نخود خوارها و تازیان گرسنه که هرگز از خوردن انسان سیرایی ندارند که
میتواند روزی دریابد که برای چه می جنگد؟ دیروز برای شاه امروز برای «اتحاد». گاهی لباده پوش ها گاهی پرتستان ها همه فرقه ها همسنگ هم و بهترینشان نه لایق طنابی که به دارش بیاویزند ما را چه تفاوت که این دزد یا آن یک در دربار بنشیند و اما، درباره به میان کشیدن پای خداوند در این ماجراها… پناه برخدا مردمان خوب بگذارید، خداوند به کارهای خود برسد! او سالخورده است. اگر پوست شماها میخارد…