دانلود رمان شلیک آزاد pdf از فاطمه تاجیکی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
ستاره دختری که برای پیدا کردن کار به تهران میرود و خانه خالهاش ساکن میشود. در میان درگیریهایش با خشایار پسرخالهاش مردی را میبیند که او را از دست خشایار نجات میدهد! سیاوش خلافکاری که دیوانه وار عاشق ستاره است. اما دیدار آن دو شروع ماجراست و…
پشت میزش قرار داشت باورش سخت بود که اکنون در محل کارش است. این میان یک موضوع برایش خیلی عجیب بود. چرا باید حقوق ماهیانه او دو میلیون و هفتصد تومان باشد؟! هر چند که این سوال را از خود رضا هم پرسیده بود اما پاسخی که قانع اش کند را نشنید. طبق چیزهایی که می دانست هر چقدر هم حقوقش زیاد باشد حداقل یک میلیون بود نه دو میلیون و هفتصد! شانه ای بالا انداخت هر چه بود
به نفعش بود. کارش راحت بود. فقط شماره میز را از مشتری می پرسید و در سیستم وارد می کرد، به طور خودکار هزینه را نشان می داد و او هزینه را، از مشتری دریافت می کرد همین راحتی کارش به این دلیل بود وقتی که گارسون سفارش می گرفت و به آشپرخانه کافی شاپ تحویل می داد یک نفر در آشپزخانه شماره میز و هزینه سفارشات جمع بندی شده را ثبت میکرد و هم زمان قیمت و شماره میز در سیستم
ستاره نیز ثبت می شد. ساعت کاری اش هم نیز خوب بود از ساعت 8 صبح تا 2 بعدظهر و از ساعت 6 بعد ظهر تا 10 شب. همه چیز این کار راحت بود برایش. چند ساعتی بود که کافی شاپ شلوغ شده بود. ستاره هم مشغول کارش بود. با عشق کارش را انجام می داد. نزدیک به ساعت یک و نیم بود و کافی شاپ خلوت بود. در باز شد. با قدم هایی بلند وارد شد و میزی که رو به روی صندوق قرار داشت را برای نشستن انتخاب کرد…