دانلود رمان آراس pdf از سحر شعبانی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
آراس تنها فرزند خانواده بزرگ شفیعی ، با یک داغ، داغی که هنوز میسوزاند، دلی که هنوز شعله ور است به گرمای انتقام. با یک ننگ روی پیشانی، ننگی که یتیم کرد پسری را که تنها وارث خاندان شفیعی بود. آراس پسر موفق این روزها با یک گذشته مبهم با رازی در دل همراه رفیق از سفر برگشته اش راهی سفری میشود که زیر و رو خواهد کرد دنیای سیاهش را. و دختری که بی خبر از بازیگران این بازی معلق بین مرگ و زندگی رقم میخورد برایش سرنوشتی نو، سرنوشتی که…
برگشتم خونه، با ورود به خونه باموجی از سردی و تاریکی مواجه شدم درست مثل این چندسال، سال هایی که در تنهایی و سکوت گذشت، مثل همیشه چراغا رو روشن نکردم تو تاریکی راه اتاقمو در پیش گرفتم و بدون تعویض لباس هام رو تخت دراز کشیدم و چشمامو بستم. با کلافگی به سمت پنجره اتاقم برمی گردم و به نور مهتابی که لجوجانه از میان پرده حریر اتاقم راه باز کرده بود خیره شدم نمی دونم
چرا خوابم نمیبره امروز کامی ناخواسته منو وارد خاطراتی کرد که با تمام وجود ازشون متنفرم، دلم نمی خواد بهشون فکرکنم، دیگه اون اراس مرد من مدت هاست که فراموششون کردم، یعنی واقعا میشه اون روزها رو فراموش کرد روزهایی که با کوچکترین تلنگر می تونه منو تا مرز نابودی بکشونه، تمام مقاومتمو بشکنه و تمام تلاشم رو برای حفظ ظاهری خونسرد و بی تفاوت رو به باد بده، اگه فراموش شده پس
این حال من چه معنایی می تونه داشته باشه؟ مگه کامی چی گفت؟ چرا این قدر بهم ریختم؟ نه اون روزا فراموش شدنی نیستن فراموششون نکردم اما با تمام وجود ازشون متنفر شدم، با کلافگی ازجام بلند می شم و به سمت حموم می رم تا دوباره و دوباره همه این خاطرات تلخ رو از ذهن و تنم بشورم… فردا یه شروع دوباه است، یه صبحی نو و روشن پس بهتره خودمو از منجلاب خاطرات بیرون بکشم!!!