دانلود رمان ژوزف بالسامو pdf از آلکساندر دوما برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
دختر امیراتریس اتریشی، که نامزد ولیعهد فرانسه شده، به این کشور قدم می گذارد و در حالی که خوش بینان بر این پندارند که پیوند بین فرمانروایان این دو خطه مهم سبب ساز تحکیم اساس پادشاهی می شود، رهبر گروه سری در یکی از نخستین منزلگاه های نامزد ولیعهد فرانسه در برابر او آشکار می شود و تا پیش بینی سرنوشتی که در انتظار ملکه آتی فرانسه است، بذر هراسی را که هرگز فراموشش نخواهد شد در دل او می افکند.
بارون «تاورنی» با اینکه ژیلبرت در راه به و بالسامو گفته بود که بارون تاورنی، بدون بضاعت است و مسافر انتظار نداشت که کاخی باشکوه را ببیند مع الوصف از حقارت عمارتی که ژیلبرت نام آن را کاخ گذاشته بود حیرت کرد. عمارتی که به نام کاخ خوانده میشد بیش از یک طبقه نداشت و به وسیله پله کان ها به طبقه مزبور می رسیدند. وضع کلی عمارت به شکل مربع مستطیل بود و در دو طرف مربع مستطیل مزبور،
دو گوشوار به شکل برج نظر بیننده را جلب میکرد و چون در آن موقع ماه طلوع نموده عمارت را روشن می کرد بالسامو دید که با وجود حقارت ساختمان، وضع بنائی آن خانه زیبا است. هر یک از این دو گوشوار که گفتیم به شکل برج بود برخلاف قسمت مرکزی عمارت دو طبقه داشت و هر طبقه دارای یک پنجره بود. وقتی مسافر از پله کان بالا رفت دید پیرمردی که رب دوشامبر پوشیده و شمعدانی در دست دارد
در آستان اطاق منتظر اوست و دانست که بارون تاورنی همان شخص است. بارون تاورنی پیرمرد قدکوتاهی بود که شصت یا شصت و پنج سال از عمرش می گذشت اما چشم های درخشان داشت و درخشندگی چشم ها در ناصیه آن پیرمرد، کسانی را که برای اولین بار او را می دیدند متعجب می کرد. «بارون» به رسم آن زمان موی عاریه و مستعملی بر سر داشت که قسمت های تحتانی آن براثر شعله شمع سوخته…