دانلود رمان آقا یوسف pdf از پرستو مهاجر برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان در مورد مردی به نام آقا یوسف هست که کلا با زن مشکل داره نمی تونه زن نگه داره، از دخترش خواهش می کنه براش بره خواستگاری ولی دراین میان اتفاقات خیلی ناگواری می افته و ادامه ماجرا….
بعد یکسال… _چی شده فریده جون چرا گریه می کنی؟ _چی بگم پریسا جون! از دست پدرت دارم دیووونه میشم، بهش میگم بریم بیرون بهانه میاره، میگم توی خیابون دست همو بگیریم، دستمو پرت می کنه میگه زشته تو این سن و سال دستت رو بگیرم! گفتم بهش برام یک دمپایی بخر پاهام اذیت می کنه، رفته یک جفت دمپایی پلاستیکی خریده که قیمتش ارزونه. امروز اومده بهم میگه فریده اینقدر خرید
نکن واسه خونه، بچه های من بد عادت می شند، بهشون عادت نده. بخدا پریسا این جوری ندیده بودم، پدر تو واقعا مریضه و مشکل داره، باید درمان بشه! _فریده جان خودم موندم، ایشالا که درست میشه خودتو ناراحت نکن. _فریده… فریده… فریده… _بله چی شده؟ چند بار بگم بیخودی خرج نکن الکی چرا ولخرجی می کنی. _یوسف بس کن! یعنی چی این رفتارها؟ من کجا خرج کردم. _نه بابا یعنی چی؟
چه معنی داره هرشب نوشابه میخری! میزاری سرسفره والا آدم پولداراش هم هرشب نوشابه نمیخورند. یوسف اخلاقت گنده، بخدا گنده من دیگه طاقت ندارم. _به جهنم که طاقت نداری از خودت نمی بینی که زندگی کنی! بزار برو، راه باز جاده دراز، هرررری. _عه عه عه بابا زشته. _تو خفشو پریسا دخالت نکن! _پریسا جون تو حرف نزن بزار هر چی دلش می خواد بگه، مرد نیست که نامرده! _بیا برو گمشو از خونم…