دانلود رمان میهمانی شبانه pdf از آلکساندر دوما برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
بسیاری از ماجراهای اسرارآمیز و دور از انتظار این جهان در شرایط عادی و روزمره آغاز می گردند. آنچه برای شما نقل می کنم نیز از همین قبیل است. در اواخر ماه اوت ۱۸۳۱ دعوتی از طرف دوستی که از صاحب منصبان اداره املاک سلطنتی بود دریافت کردم…
در طی صحبت « مسیر لدرو »، تاریکی شب کاملا حکم فرما شده بود. ساکنین سالن پذیرایی مانند سایه، تیره و خاموش بودند و احساس می کردند که در ورای این داستان خوفناک باز هم قصه ای ترس آور وجود دارد. ولی ورودمادر «آنتوان» و دخترک مستخدمه ای که با او بود موقتا ما را از ادامه صحبت بازداشت. آندر آمده بودند که شم هایی را که در شمعدان های عتیقه بوده و در نقاط مختلف سالن قرار داشتند،
روشن کنند. به محض خروج آن ها شهردار که نفسی تازه کرده بود چند جرعه از نوشیدنی نوشید و دنباله داستان خود را از سر گرفت: پس از خروج از زندان (آبی) در حالی که به طرف خانه ام در کوچه «تورنون» میرفتم در مقابل «پلاس تاران» صدای فریاد دختری را شنیدم که طلب کمک می کرد. هنوز اوایل غروب بود، بنابراین احتمال اینکه مسئله دست درازی یا دزدی باشد وجود نداشت و من بسرعت خود را
بطرف گوشه ای از میدان که فریاد را از آنجا می شنیدم، رساندم. در زیر نور ماه که در آن شب کامل بود دختری را دیدم که با مردان یکی از گشت های خیابانی دولتی درگیر شده بود. به محض اینکه چشم دختر بمن افتاد چون از لباس من تشخیص داد که باید شخص مهمی باشم، دست از تقلا برداشته و بطرف من دوید و گفت: خدا را شکر که شما اینجایید « مسیر آلبر »! خدای من شما درست بموقع آمدید.