دانلود رمان از ما بهترون pdf از زهرا رئیسی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان با آنی که در واقع یک جن زیبا و خوشبخته آغاز میشه. اون با خانوادش تو یه ویلای بزرگ زندگی می کنن. داستان به جز مقدمه از زبان خود آنی بیان میشه. داستان عادیه به جز جایی که آنی عاشق پسری به نام آرش میشه. اما اون پسر…
در سالن در حال تماشای عکس های قاب گرفته.ام متوجه ملیکا میشم که اشک به پهنای صورتش راه افتاده. در همین لحظه صدای نخراشیده ی سنا با لهجه ای غلیظ و خارجی، از حیاط به گوش می رسه: آنیا. به طرف پنجره میرم و با یه حرکت وارد حیاط میشم. آسمون پرستاره ی شب، به وضوح قابل مشاهده اس. سنا روی تانکر آب، روی انباری در حال نگاه کردن به ستاره هاس. روی سقف می پرم و کنارش دراز می کشم.
_اون دسته ستاره ها رو میبینی آنی؟ _خوشه ی پروین رو میگی؟ _آره، به نظرم خیلی خوشگله تو چیزی دربارشون میدونی؟ – راستش نه… مگه چین؟ کمی مکث، سنا میگه: آنی تو هنوزم از دستم ناراحتی؟ -برای چی؟ _اون شب که ازم پرسیدی مافیا یعنی! -ناراحت که نیستم! _واقعا! معذرت می خوام نمی خواستم ناراحتت کنم حالا فهمیدی معنیش چیه؟ تصمیم می گیرم دروغ بگم: آره! ستاره ی دنباله دار سبز رنگی،
از وسط آسمون میگذره ولی ظاهراً سنا اصلا متوجهش نمیشه. سنا: من دوس دارم تو اسپل اسکول نجوم بخونم. (spell school) -اسپل اسکول جای خوبیه اما به نظرت قبول شدن توش یه کم سخت نیست؟ -راستش سعی خودمو میکنم هنوز دو سال مونده تا تموم کنم! خیلی وقت دارم بعد از چند ثانیه ادامه میده تو چی آنی؟ نمی خوای ادامه بدی؟ با پوزخندی میگم: من بی عرضه تر از این حرفام! _این چه حرفیه آنی؟