دانلود رمان راز خانم مارپل pdf از آگاتا کریستی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
سرهنگ بنتری و زنش صبح روزی را با خبر پیدا شدن جسدی در کتابخانه خانه شان بیدار شدند. جسد متعلق به روبر کین، رقاصه معروف بود. سرهنگ ملچت – رئیس پلیس – سرهنگ کلیترینگ و بازرس اسلک افسر پلیس مامور رسیدگی به این پرونده هستند. شخصیت های دیگری که در این ماجرا هستند مثل بیسیل بلیک و دوست دخترش که متهم به قتل هستند. ریمون استر مربی تنیس، جوزفین ترنر رقاص حرفه ای و مادر تعمیدی روبی کین و بالاخره جین مارپل دوشیزه پیری که تمام قطعات پازل را در کنار هم می چیند تا معماها را حل کند.
سرهنگ ملچت در دفتر کارش واقع در ماچ بنهام نشسته بود و گزارش قتل را بررسی می کرد. بازرس اسلک گفت: «… به این ترتیب همه چیز روشن است. خانم بنتری بعد از شام در کتابخانه بوده و درست قبل از ساعت ده به اطاق خوابش رفته است. در موقع ترک کتابخانه چراغ را خاموش کرده و از قرار معلوم بعد از آن هیچکس داخل اطاق نشده است. مستخدمین ساعت ده و نیم خوابیده اند و لوریمر پس از
گذاشتن سینی نوشیدنی در هال یک ربع به ساعت یازده به اطاق خوابش رفته است. هیچکس صدای غیر عادی نشنیده به غیر از یکی از مستخدمین که خیلی صداها شنیده ! صدای ناله و یک فریاد وحشتناک و صدای قدم ها و چیزهای دیگر مستخدمه دیگری که هم اطاقی این مستخدم است می گوید که این دختر در تمام مدت شب خواب بوده و این تناقض گوئی ها باعث دردسر می شود. «درباره پنجره چه نظری
داری؟» سیمونز نیز معتقد است که بوسیله یک اسکنه باز شده است و صدائی هم ایجاد نمیکند اسکنه باید در حوالی منزل باشد اما هنوز پیدا نشده است. «فکر نمی کنی سایر مستخدمین اطلاعات دیگری داشته باشند.» بازرس اسلک با بی میلی گفت: «خیر. فکر نمی کنم. آنها همگی شوکه شده اند من در مورد سکوت لوریمر و اظهار بی اطلاعیش کمی مظنون شده بودم اما فکر نمیکنم علت خاصی داشته باشد.»