دانلود رمان راز حباب ها pdf از آگاتا کریستی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان از آنجا شروع میشود که آنتونی کید به عنوان کارمند یک تور سیاحتی در آفریقا مشغول کار است و توسط دوست خود جیمی ماک گراث تشویق به ماجراجویی و کنار گذاشتن شغل فعلیاش میشود. کنت استیل پیچ که زمانی در راس امور هرزوسلاواکی بوده، در یک شب مورد حمله افراد ناشناس قرار میگیرد و جیمی به کمک او میآید و به پاس این کمک، کنت استیل پیچ قبل از مرگش خاطراتش را به او واگذار میکند تا به ناشری بفروشد و مبلغ هزار لیره پول را برای خود بگیرد…
جلوی در باشگاه اردکاترهام و جرج لوماکس با هم صحبت می کردند. لردکاترهام مرتب تکرار می کرد: بسیار خوب موافقم موافقم و چند بار این جمله را تکرار کرد تا بلکه جرج لوماکس دست از سر او بردارد. کلمنت ادوارد آستیر برفت نهمین مارکی از خاندان کاترها بود. مردی قدکوتاه و قیافه ای ساده که اصلاً شباهتی با مارکی بودن نداشت. چهار سال پیش وارث برادرش وزیر امور خارجه هشتمین مارکی
خانواده کاترهام شده بود، برادر او چون سیاستمدار زبردست و مهمان نواز بسیار خوبی بود نزد عام و خاص معروف شده بود همینطور همسرش دختر دوک دوپرت که زنی دوست داشتی و جذاب بود. او در املاک چیمنی که متعلق به خودش بود از سیاستمداران پذیرایی می کرد در تمام انگلستان و شاید در تمام اروپا شخص سرشناسی نبود که به این املاک نرفته باشد بهر هر حال، مارکی کاترهام به سیاست برادرش
احترام می گذاشت ولی علاقه ای نداشت که خط مشی او را دنبال کند و ملک ییلاقی چیمنی را بجای این که از آن خصوصی استفاده شود به صورت یک جایگاه سیاسی درآورند چون او از سیاست بسیار بیزار بود، البته با بعضی از سیاستمداران رفت و آمد دوستانه داشت. او به سخنرانی جورج لوماکس که اشراف زادهایی با اندام درشت و چاق و چهره سرخ بود گوش می کرد. اگر در این موقعیت افتضاحی رخ بدهد…