دانلود رمان عدالت آسمان pdf از آگاتا کریستی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
جنایتی در ۱۶ سال پیش رخ می دهد؛ ولی در اثر مرور زمان خاکستر فراموشی آن را فرا می گیرد و حتی خود قهرمانان داستان کم کم آن را فراموش می کنند. ولی یک دختر زیبا و باهوش، دختری که مادرش را به تهمت این جنایت محکوم کرده بودند و اطمینان داشت که مادرش بی گناه است، به سراغ هرکول پوارو، کارآگاه شهیر و زبردست، آمد و از او خواست که درباره ی آن قتل مجدداً تحقیق کند و حقیقت را برایش روشن سازد.
میریدیت بلیک در قصر خود در هاند کروس با کمی نگرانی و اضطراب از هرکول پوارو استقبال نمود. وقتی که پوارو علت ملاقات خود را بیان کرد، خیال میریدیت راحت شد، به پوارو گفت: نبش یک حادثه تألم آور و حزن انگیز که مدتی از تاریخ آن میگذرد کار درستی نیست. پوارو شانه هایش را تکان داد و درجواب گفت: من هم با شما موافق هستم، ولی خوانندگان ما اینطور دوست دارند. با وجود این من فکر می کنم که این
کار دور از انسانیت باشد. _بله، ولی ما سعی خواهیم کرد که در کتاب خود درباره این قضیه تمام شرایط و اوضاعی را که وجود داشته است بیان نمائیم. و از این گذشته کارلا دختر کارولین خیلی باین موضوع اهمیت می دهد و من فکر می کنم که انتشار این کتاب هم در افکار عمومی تأثیر خواهد کرده و هم کار لارا تسلی خواهد داد. _بله کارلا… لابد حالا دختر بزرگی شده است. از این گذشته، کارلامیل، دارد که
حقیقت قضیه روشن شود، زیرا او هنوز نسبت بگزارش پلیس و شهادت شهود اطمینان ندارد و معتقد است که مادرش بی گناه بوده است. او می خواهد همه چیز را درباره پدر و مادرش بداند طفلک کارلا باید خیلی از شنیدن خبر ناگوار پدر و مادرش ناراحت شده باشد. پوارو در تایید حرف هایش بسرعت گفت: بله، بله، و برای همین است که ما می خواهیم تحقیقاتمان را از سر بگیریم. میریدیت چند لحظه بفکر فرو رفت تا…