دانلود رمان به طرف صفر pdf از آگاتا کریستی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
در این کتابِ آگاتا کریستی، نویل و کی استرینج به همراه آدری استرینج، همسر سابق نویل استرینج، به خانهٔ لیدی ترسیلیان دعوت میشوند تا تعطیلات خود را در آن جا بگذرانند. ولی حضور همسر جدید و سابق آقای استرینج در کنار همدیگر موجب ایجاد فضایی متشنج در این خانه شده که سرانجام به کشته شدن دو نفر به شکلی مرموز منجر میگردد؛ و در آخر این بازرس باتل است که با تقلید از روش پوآرو گره از این دو ماجرای عجیب میگشاید.
“دهم اوت” لرد کرنلی، اشراف زاده عجیب و غریب و ثروتمند، با لذت و غرور خاصی پشت میز باشکوهش جلوس کرده بود این میز با هزینه گزافی برای شخص او طراحی شده بود و بقیه اثاثیه اتاق در مقایسه با آن چیز مهمی به شمار نمی رفت میزی بود که جلوه فوق العاده زیادی داشت و فقط با اضافه شدن اجتناب ناپذیر خود ،لرد، که مرد شکم گنده و کوتاه قدی بود و شکوه و عظمت میز او را به یک کوتوله حسابی تبدیل میکرد از جلوه هولناکش کاسته میشد.
به این صحنه باشکوه منشی چشم آبی و موبوری قدم گذاشت که با اثاثیه مجلل و اشرافی اتاق همخوانی داشت. خانم منشی با گام های خرامان عرض اتاق را پیمود و تکه کاغذی را جلو لرد گذاشت. لرد نگاهی به کاغذ انداخت و گفت: مک ورتر؟ مک ورتر؟ کیه این مک ورتر؟ اسمش را نشنیده ام. قرار قبلی داشته؟ منشی چشم آبی و موبور اشاره کرد که بله، قرار قبلی داشته است. مک ورتر، ها؟ آها مک ورتر! یادم آمد. بفرستش تو. سریع بفرستش تو.
لرد کرنلی با خوشحالی و نشاط خندید حسابی سرحال و کیفور بود. تو صندلی فرو رفت و چشم دوخت به چهرۀ عبوس و گرفته مردی که احضارش کرده بود و قرار بود با او مصاحبه کند. _شما مک ورتر هستید ها؟ انگوس مک ورتر؟ _خودم هستم. مک ورتر شق و رق ایستاده بود و خشک و رسمی جواب می داد. شما با هربرت کلای کار می کردید. درست است؟ -بله. من ماجرای شما را میدانم کلای گواهینامه اش پشت نویسی شد چون شما طرفداری اش نکردید و…